رجال ايراني که ترکها ميخواهند تصاحب کنند

                                                                                     ابن سینا

مولوی یا مولانا

نظامی گنجوی

بابک خرمدین

قوم سکاها

زرتشت

فارابی

ابوریحان بیرونی

عمر خیام

خواجه نصیرالدین طوسی

بیهقی

بوریای ولی

 

ادعاهای دیگران درباره میراث فرهنگی و معنوی ایران

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پرش به: ناوبری، جستجو

ادعاهای دیگران درباره میراث فرهنگی و معنوی ایران شامل مواردی از میراث فرهنگی، تاریخی و معنوی ایران است که سایر کشورها مدعی آن یا در پی مصادره و ثبت آن‌ها به نام خود هستند. در برخی موارد نیز این کشورها توانسته‌اند این میراث فرهنگی-تاریخی را به نام خود ثبت کنند.

طی دهه‌های آخر سده بیستم میلادی و دهه‌های ابتدایی سده ۲۱ میلادی به خصوص پس از شروع به ثبت میراث فرهنگی و معنوی بشر توسط یونسکو (سال ۲۰۰۶ میلادی) تعدادی از میراث فرهنگی و معنوی ایران مورد ادعای دیگر کشورها قرار گرفت و حساسیت‌ها بر سر ثبت نام کشورها افزایش یافت بعضی از این میراث به عنوان میراث مشترک به ثبت رسیدند و تعدادی از آنها توسط دولت ایران درخواست پیگیری و بازبینی داده‌شد.[۱]

طبق ماده ۷ اساسنامه یونسکو، برای ایجاد هماهنگی بین یونسکو و مؤسسات ذیربط، کشورهای عضو، موظف به ایجاد کمیسیونهای ملی شدند. در حال حاضر ۱۹۰ کمیسیون ملی یونسکو وجود دارد، از سال ۲۰۰۶ تعدادی از میراث کشورها از جمله ایران (نوروز، دانش ساخت لنج، قالی فارس، قالی کاشان، ورزش زورخانه‌ای، تعزیه و ...) تا کنون با نام میراث فرهنگی و معنوی یونسکو در ایران ثبت شدند.[۲][۳][۴]

محتویات

 [نهفتن

واکنش‌های رسمی در ایران

سازمان میراث فرهنگی در تاریخ ۲۹ بهمن ۱۳۹۲ اعلام کرد هر کشور در سال فقط حق دارد یک اثر یا میراث را در سازمان یونسکو به ثبت برساند و چون تعداد میراث ایران خیلی زیاد بوده برای ثبت آن به سال‌های متمادی نیاز است و ایران پیگیر مواردی که میراث مشترکند خواهد بود و حق خود را برای ثبت این میراث محفوظ می‌داند.[۱] و زمانی که کشوری محصولی را به نام خود ثبت می‌کند راه برای ثبت مشترک برای کشورهای دیگر بسته نمی‌شود.[۱]

همچنین در آبان سال ۱۳۹۲، فرهاد نظری، مدیرکل دفتر ثبت آثار سازمان میراث فرهنگی ایران از تهیه فهرست میراث قابل مصادره توسط کشورهای همسایه و ارسال آن به یونسکو به عنوان اقدامی پیشگیرانه، در آینده نزدیک خبر داد.[۵]

یوناتن بت‌کلیا نماینده اقلیت آشوری در مجلس شورای اسلامی بیان کرد: در یونسکو درخواست‌هایی که زودتر ارسال می‌شود، در اولویت قرار می‌گیرد و اگر کشوری بعد از درخواست اولیه نسبت به درخواست ارسالی به یونسکو ادعایی داشته باشد به سختی می‌تواند آن ادعا را ثابت کند.[۶]

تعدادی از نمایندگان مجلس نهم معتقدند که سازمان میراث فرهنگی در قبال تاخیر در عملکرد و عدم ثبت این آثار کوتاهی کرده‌است که این مطلب در صحن علنی مجلس نیز مطرح شد.[۷] در پی این تذکرها رئیس سازمان میراث فرهنگی محمدعلی نجفی به دبیرکل یونسکو نامه‌ای نوشت مبنی بر متوقف کردن سیاست پارسی‌زدائی دولت جمهوری آذربایجان از جمله حذف اشعار فارسی نظامی که بر روی مقبره وی به صورت کاشی‌کاری بودند، و خواستار رسیدگی فوری شد.[۸]

میراث معنوی و فرهنگی مورد ادعا در فهرست یونسکو

میراث فرهنگی و معنوی‌ای که توسط دیگران ادعا شدند به شرح زیر می‌باشند.

چوگان

جمهوری آذربایجان ورزش چوگان را به نام خود به ثبت رساند و علی‌رغم تلاش ایران جمهوری آذربایجان با مشترک بودن این ورزش مخالفت کرد. دولت ایران هنوز حق ثبت و مشترک شدن این ورزش را برای خود محفوظ می‌داند. این در حالی است که بیش از سه هزار سال است که در ایران بازی چوگان توسط پادشاهان و بزرگان این سرزمین برگزار می‌شود، داریوش کبیر در تخت جمشید بازی چوگان را برگزار می‌کرده است و میدان نقش جهان در اصفهان برای برگزاری بازی چوگان در پیشگاه شاهان صفوی طراحی شده است. در آثار شاعران بزرگی همچون فردوسی و رودکی به رواج این بازی در ایران بارها اشاره شده است.[۱][۹][۱۰]

قهوه‌خانه

ترکیه درخواست ثبت قهوه‌خانه را داده‌است و این در حالی است که طبق ادعای سارمان میراث فرهنگی ایران، اولین قهوه‌خانه‌ها در ایران در دوره صفویه در زمان شاه طهماسب در شهر قزوین تاسیس شده‌اند و در زمان شاه عباس اول در شهر اصفهان گسترش یافتند.[۱]

نان لواش

کشور ارمنستان نان لواش را به عنوان میراث فرهنگی و معنوی کشورش در یونسکو ثبت کرد و ایران درخواست میراث مشترک داد.[۱] نان لواش با نام لَواش، لِواش و لَباش در بیشتر نقاط ایران شهرت دارد و پخته می‌شود که از نان‌های سنتی کهن ایرانیان است. بنا بر منابع اطلاعات کتبی، دست کم ۸۰۰ سال است که فقط از رواج و شهرت عام آن در ایران می‌گذرد. نزاری قهستانی شاعر (۶۴۵-۷۲۰ هجری قمری) در یکی از اشعارش چنین می‌گوید:[۱۱]

پوز خود را لویشه کردستم

 

تا طمع بگسلد ز قرص لواش

 

موسیقی عاشیقلار

موسیقی عاشیقلار توسط جمهوری آذربایجان در یونسکو به نام این کشور ثبت شد با وجودی که این موسیقی در زمان شاه اسماعیل صفوی در ایران بنیان نهاده شد.[۱۲]

بادگیر

دولت امارات متحده عربی بادگیر را به عنوان نماد کشورهای عربی به عنوان تندیس مسابقهٔ معماری معرفی کرد و در تلاش برای ثبت این نماد به عنوان میراث معنوی و فرهنگی است و سازمان میراث فرهنگی ایران برای ثبت این نماد به عنوان اثر ایرانی در تلاش است و رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری بیان کرد که ثبت این عنصر معماری به عنوان عنصر معماری ایرانی در اولویت نخستین این سازمان است.[۹]

تار

هنر اجرای آذربایجانی تار (ساخت و نواختن آذربایجانی تار) بدون نام بردن از هنرمندان ایرانی و کشور ایران توسط جمهوری آذربایجان در یونسکو به ثبت رسید[۱][۱۳] داریوش پیرنیاکان به عنوان سخنگوی خانه موسیقی ایران نسبت به چنین رویدادی اعتراض کرد و مقصر اصلی را نماینده یونسکو در ایران خواند و درباره عدم اعتراض ایران به ثبت این ساز به نام کشور آذربایجان در نشست پاریس اعتراض کرد.[۱۴]

یلدا

جمهوری آذربایجان در پی آن است تا یلدا که یکی از آئین‌های باستانی و ملی ایران با قدمتی ۸ هزار ساله است را با نام خود ثبت کند.[۱۵]

موسیقی بخشی‌های خراسان شمالی

به این دلیل اینکه خوانندگان موسیقی بخشی‌های خراسان شمالی به زبان ترکی تکلم می‌کردند کشور جمهوری آذربایجان قصد ثبت موسیقی مقامی خراسان را داشت. که در پی دریافت نامه‌ای از یونسکو، ایران مدارک مورد نیاز را آماده کرد و آن را به ثبت رساند.[۱۶]

جنگل هیرکانی

نوشتار اصلی: روابط ایران و جمهوری آذربایجان

در ۲۱ تیر ۱۳۸۵ جمهوری آذربایجان درخواستی را مبنی بر ثبت جهانی جنگل کاسپینی-هیرکانی به یونسکو ارائه کرد. با بررسی کارشناسان این سازمان اعلام شد به دلیل اینکه سهم جمهوری آذربایجان تنها ۲۰ هزار هکتار در مقابل سهم ۲ میلیون هکتاری ایران از این جنگل متعلق به دوره ژوراسیک می‌باشد، ثبت جهانی این اثر به تنهایی به نام آذربایجان ممکن نیست. پس از آن مقامات فرهنگی ایران پیشنهادی را به آذربایجان ارائه دادند مبنی بر ثبت مشترک این اثر طبیعی. تاکنون این امر به دلیل اختلافات دو طرف میسر نشده است. از جمله موارد اختلافی این است که علی‌رغم قوانین یونسکو مبنی بر ثبت اسامی کشورهای دارای آثار تاریخی و طبیعی مشترک به ترتیب حروف الفبا در اسناد مکتوب خود، ایران مخالف ثبت نام آذربایجان پیش از نام ایران در سند این اثر است؛ با این استدلال که سهم اندک آذربایجان از این جنگل نمی‌تواند قابل قیاس در مقایسه با سهم ایران باشد که بتوان صرفاً بر اساس حروف الفبا چیدمان متن سند را مشخص کرد.[۱۷]

میراث فرهنگی مورد اختلاف ایران در یونسکو

نام میراث فرهنگی

دیگر کشور مدعی جز ایران

وضعیت ثبت در یونسکو

چوگان

 جمهوری آذربایجان

ثبت‌شده به نام آذربایجان

قهوه‌خانه

 ترکیه

درخواست ثبت توسط ترکیه

نان لواش

 ارمنستان

ثبت‌شده به نام ارمنستان

موسیقی عاشیقلار

 جمهوری آذربایجان

ثبت‌شده به نام آذربایجان

بادگیر

 امارات متحده عربی

دو کشور در تلاش برای ثبت

هنر اجرای آذربایجانی تار

 جمهوری آذربایجان

ثبت‌شده به نام آذربایجان

شب یلدا

 جمهوری آذربایجان

آذربایجان در تلاش برای ثبت

موسیقی بخشی‌های خراسان شمالی

 جمهوری آذربایجان

ثبت‌شده به نام ایران

جنگل هیرکانی

 جمهوری آذربایجان

اختلاف نظر در ثبت

 

کارزار نمایاندن نظامی به عنوان شاعر ملی آذربایجان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پرش به: ناوبری، جستجو

کارزار نمایاندن نظامی به عنوان شاعر ملی آذربایجان (اصطلاح آذربایجان‌سازی [۱] [۲]نیز استفاده میشود) یک بازنگری سیاسی و ایدئولوژیک با انگیزهایی ملی-فرهنگی که در مورد یکی از شاعرهای کلاسیک ایرانی یعنی نظامی گنجوی است که در شوروی در اواخر سال ۱۹۳۰ آغاز شد.[۱] [۳] [۴][۵][۶][۷][۸][۹]و همزمان با جشن هشتصدمین سالگرد تولد این شاعر ترتیب داده شد.این کارزار با مراسم جشنی در سال ۱۹۴۷ برجسته شد ولی اثرات آن تا به امروز ادامه دارد.این ماجرا از یک سو برای جامعه چند فرهنگی شوروی و در وهله نخست برای فرهنگ جمهوری آذربایجان مفید بود.از سوی دیگر پرسش هویت ملی فرهنگی نظامی در شوروی و جمهوری آذربایجان امروزی به شدت سیاسی شد.[۱۰][۱۱]

محتویات

 [نهفتن

تلاش دولت جمهوری آذربایجان[ویرایش]

دولت جمهوری آذربایجان اشعار کاشی‌کاری‌شده فارسی بر روی بدنهٔ مقبره نظامی که به فارسی بودند را با اشعار ترکی جایگزین کرد[۱۲] و سفیر جمهوری آذربایجان در لندن به معرفی نسخه خطی خمسه نظامی گنجوی، به عنوان اثر فرهنگی ایرانی، در کتابخانه ملی انگلستان اعتراض کرد.[۱۳]

یکی از پژوهشگران جمهوری آذربایجان بیتی را به نظامی منسوب کرد[۱۴] که از دید فنی (قافیه) نادرست است (گرگ با ترک قافیه نمی‌شود و ایراد ادبی دارد)[۱۵] و در هیچ نسخهٔ خطی وجود ندارد. همچنین در ادبیات پارسی و فرهنگ ایرانی همواره گرگ جانوری خونخوار و دَدمنش به شمار آمده‌است. بیت جعلی مورد نظر (که بدون هیچ بیت پیشین و پسین جعل شده‌است) چنین است[۱۶].

پدر بر پدر، مر مرا ترک بود

 

به فرزانگی هر یکی گرگ بود

 

نظامی در ابیات راستینش نیز گرگ را حیوانی نادان و وحشی معرفی می‌کند و آن را کمتر از شیر و روبه می‌داند:

ز آن بر گرگ روبه راست شاهی

 

که روبه دام بیند گرگ ماهی

 

یا:

به وقت زندگی رنجور حالیم

 

که با گرگان وحشی در جوالیم

 

یا:

پیامت بزرگست و نامت بزرگ

 

نهفته مکن شیر در چرم گرگ

 

یا:

روباه ز گرگ بهره زان برد

 

کین رای بزرگ دارد آن خرد

 

با وجود اینکه تمامی آثار نظامی گنجوی فارسی است[۱۷]، قوم‌گرایان پانترکیست دیوان یک شاعر دیگر به نام نظامی قونوی (از دوران حکومت عثمانی)[۱۸] را به نظامی گنجوی منسوب می‌کنند[۱۹]

جمهوری آذربایجان سالیانی هست که در رابطه با تحریف نظامی گنجوی ادعاهای غیرعلمی مطرح می‌کند[۲۰]. جمهوری آذربایجان با نصب مجسمه او در میدانهای مختلف جهان، آن را شاعر آذربایجانی و غیرایرانی معرفی کند. پروفسور پائولا اورساتی (Paola Orsatti)، استاد زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه ساپینتزای (Sapienza) شهر رُم، نصب مجمسه نظامی در رم را یک تحریف تاریخی میداند:". اما پرده‌برداری از مجسمه‌ای از نظامی گنجوی در شهر رُم با عنوان «شاعر آذربایجانی» باید ما را به خود بیاورد تا در برابر چنین تحریف‌هایی واکنش نشان دهیم".[۲۱]. و همچنین استاد ایوان میخالویچ استبلین-کامنسکی، پروفسور و رئیس بخش شرقشناسی دانشگاه سینت پیتسربورگ در رابطه با مجسمه نظامی در یکی از میدانهای آن شهر و تحریف تاریخ می‌گوید:"برای نمونه ادعا آنها یک مجسمه در میدان کمنوستورسک نصب کردند و او را "شاعر بزرگ آذربایجانی" نامیدند. در حالیکه نظامی گنجوی حتی ترکی صحبت نمی‌کرد. آنها می‌گویند چون در سرزمین امروزی به نام جمهوری آذربایجان زندگی می‌کرد. اما نظامی تمامی آثارش به فارسیست"[۲۲]. همچنین در سال ۲۰۱۲ کتابی به نام «درباره سیاسی‌سازی شاعر ایرانی نظامی گنجوی در دوران نوین»، نوشته سیاوش لرنژاد و علی دوست‌زاده که اکتبر ۲۰۱۲ (مهرماه ۱۳۹۱)به زبان انگلیسی منتشر شده‌است به بررسی این اقدام‌ها و تحریف‌ها و بدخوانی‌ها و برداشت‌های اشتباه و غرض‌آلوده از سروده‌های نظامی به دست دانشمندان شوروی و «ناسیونالیست»های جمهوری آذربایجان و پان‌ترکان می‌پردازد. این کتاب به طور رایگان در روی اینترنت قرار گرفت[۲۳]. خانم دکتر پائولا اورساتی (Paola Orsatti)، استاد زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه ساپینتزای (Sapienza) شهر رُم، درباره این کتاب چنین می‌نویسد[۲۴]: «این کتاب فهرست کاملی از تحریف‌هایی را بررسی می‌کند که به منظورهای ناسیونالیستی به وجود آورده شدند و امروزه در زمینه پژوهش‌های مربوط به شاعر بزرگ ایرانی، نظامی گنجوی، رایج شده‌اند. این تحریف‌ها از زمانی آغاز شدند که دولت شوروی تصمیم گرفت هشتصدمین سالگرد نظامی را جشن بگیرد. نویسندگان این کتاب با نگاهی دقیق و انتقادی استدلال‌هایی را بررسی می‌کنند که دانشمندان شوروی و نیز به تازگی نویسندگان جمهوری آذربایجان درباره نظامی مطرح کرده‌اند تا او را به اصطلاح «شاعر آذربایجانی» بخوانند و آثار او را جزو به اصطلاح «ادبیات آذربایجانی» بدانند. نویسندگان این کتاب نادرست‌بودن این ادعاها را نشان می‌دهند. گذشته از این بخش‌های انتقادی، کتاب حاضر بخش‌های سازنده‌ای هم دارد و آن هم اطلاعات و آگاهی‌هایی است که نویسندگان از منبع‌های دست اول از جمله از راه بازخوانی دقیق آثار نظامی و دیگر شاعران همروزگار او و نیز منبع‌های تاریخی همروزگار او در پیش چشم ما گذاشته‌اند. این کتاب پژوهشی جالب و با دقت مستندشده در زمینه ادبیات کلاسیک فارسی است و نیز به پرسش‌هایی درباره وضعیت تاریخی و قوم‌نگاری و زبانی منطقه ارّان و تراقفقاز پاسخ می‌دهد.»

در سال ۲۰۰۷ نوروز علی محمداف، دانشمند فرهنگی تالش بخاطر پشتیبانی از فرهنگ تالشی به زندان روانه شد (بنگرید به [Novruzali Mammadov] در ویکیپیدای انگلیسی)[۲۵]. یکی از اتهامات دولت جمهوری آذربایجان علیه وی این بود که نظامی گنجوی را در یک نشریه غیرترک و تالش خوانده بود[۲۶].[۲۷]. در سال ۲۰۰۹ نوروز علی محمداف در زندان جان سپرد[۲۸].

اشعار نظامی درباره ایران[ویرایش]

نظامی درباره ایران چنین می‌گوید:[۲۹]

همه عالم تن است و ایران دل

 

نیست گوینده زین قیاس خجل

چون که‌ایران دل زمین باشد

 

دل زتن به بود، یقین باشد

 

واکنش ایران[ویرایش]

رئیس سازمان میراث فرهنگی محمدعلی نجفی به دبیرکل یونسکو نامه‌ای نوشت مبنی بر متوقف کردن سیاست پارسی‌زدائی دولت جمهوری آذربایجان از جمله حذف اشعار فارسی نظامی که بر روی مقبره وی به صورت کاشی‌کاری بودند، و خواستار رسیدگی فوری شد.[۳۰]

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. پرش به بالا به: ۱٫۰ ۱٫۱ Victor Schnirelmann. The Value of the Past: Myths, Identity and Politics in Transcaucasia. National Museum of Ethnology, Osaka, Japan, 2001. P.102-103

In brief, Azerbaijan was in great need of its own history, and in 1940-1941 the Department of History of Azerbaijan was established and a course in the history of Azerbaijan was introduced to the curriculum of the Historical Faculty of the ASU (Ibragimov, Tokarzhevsky 1964: 27). By that time, both aforementioned Iranian and Armenian factors had been conducive to rapid Azerbaijanization of historical heroes and historical political formations in the territory of Azerbaijan, hi particular, in 1938 the 800-year anniversary of Nizami was celebrated, and he was declared a great Azeri poet (Istoriia 1939: 88-91). In fact, he was a Persian poet and that was no wonder, since the Persians accounted for the entire urban population in those days (Diakonov 1995: 731). This was recognized in all the encyclopedias published in Russia before the 1930s, and only in 1939 did the Big Soviet Encyclopedia called Nizami a "great Azeri poet" for the first time (Cf. Brokgauz, Efron 1897: 58; Granai 1917: 195; BSE 1939: 94). In the 1940s the Safavi Dynasty became Azerbaijani rather than Turkic, let alone Iranian (Altstadt 1992: 159; Astourian 1994: 53).

  1. پرش به بالا ↑ Регнум. 17:05 18.03.2006. Иран против азербайджанизации поэта Низами (Iran against the Azerbaijanization of Poet Nizami). «Все написанное бывшим президентом Ирана Мухаммедом Хатами о том, что Низами Гянджеви является иранским поэтом, истинная правда. Низами писал и творил на фарси, у него нет ни одного произведения на азербайджанском языке». Об этом в беседе с журналистами заявил посол Исламской Республики Иран в Азербайджане Афшар Сулеймани" (Translation: 'The ambassador of the Islamic Republic of Iran to Azerbaijan Afshar Suleiman in the meeting with journalists declared, "All that was written by the former president of Iran Mohammad Khatami, on Nizami Ganjavi being an Iranian poet, is an absolute truth. Nizami wrote and composed in Farsi and he doesn't have a single work written in Azerbaijani"').
  2. پرش به بالا ↑ Yuri Slezkine. The Soviet Union as a Communal Apartment // Stalinism: New Directions. Rewriting Histories. Sheila Fitzpatrick. Routledge, 2000. ISBN 0-415-15233-X. , p. 335.

The Azerbaijani delegate insisted that the Persian poet Nizami was actually a classic of Azerbaijani literature because he was aTurk from Gandzha“, and that Mirza Fath Ali Akundov was not a gentry writer, as some proletarian critics has charged but

  1. پرش به بالا ↑ «‘Soviet Nationalism’: An Ideological Legacy to the Independent Republics of Central Asia’». Dr. Bert G. Fragner (Austrian Academy of Sciences (Vienna): Executive Director (Institute of Iranian Studies)) // Willem van Schendel (PhD, Professor of Modern Asian History at the University of Amsterdam), Erik Jan Zürcher (PhD. held the chair of Turkish Studies in the University of Leiden). Identity Politics in Central Asia and the Muslim World: Nationalism, Ethnicity and Labour in the Twentieth Century. I.B.Tauris, 2001. ISBN 1-86064-261-6. Стр. 20

It was up to the central power to solve these kinds of contradiction by arbitrary decisions. This makes clear that Soviet nationalism was embedded into the political structure of what used to be calledDemocratic Centralism’. The territorial principle was extended to all aspects of national histories, not only in space but also in time: ‘Urartu was the oldest manifestation of a state not only on Armenian soil but throughout the whole Union (and, therefore, implicitly the earliest forerunner of the Soviet state)’, ‘Nezami from Ganja is an Azerbaijani Poet’, and so on.

  1. پرش به بالا ↑ Walter Kolarz. Russia and Her Colonies. Archon Books, 1967, с. 245.

The attempt to ‘annex’an important part of Persian literature and to transform it into ‘Azerbaidzhani literature’can be best exemplified by the way in which the memory of the great Persian poet Nizami (1141—1203) is exploited in the Soviet Union. The Soviet regime does not pay tribute to Nizami as a great representative of world literature, but is mainly interested in him as a ‘poet of the Soviet Union’, which he is considered to be because he was born in Gandzha in the territory of the present Azerbaidzhani Soviet Republic. The Soviet regime proclaims its ownership over Nizami also byinterpreting’his works in accordance with the general pattern of Soviet ideology. Thus the leading Soviet journal Bolshevik stressed that Nizami’sgreat merit’consisted in having undermined Islam by ‘opposing the theological teaching of the unchangeable character of the world’. // Stalin himself intervened in the dispute over Nizami and gave an authoritative verdict on the matter. In a talk with the Ukrainian writer, Mikola Bazhan, Stalin referred to Nizami as ‘the great poet of our brotherly Azerbaidzhani people’who must not be surrendered to Iranian literature, despite having written most of his poems in Persian.

  1. پرش به بالا ↑ ایگور دیاکونوف Книга воспоминаний (memoir) — СПб.: Европейский дом, 1995. — 766 с. — (Дневники и воспоминания петербургских ученых). — ISBN 5-85733-042-4. С. 730—731.
  2. پرش به بالا ↑ Тамазишвили А. О. Послесловие [к публикации доклада Б. Н. Заходера «Е. Э. Бертельс»]. — Иранистика в России и иранисты. М., 2001, с. 185—186. (Tamazishvili, A.O. (2001), “Posleslovie”, Iranistika v Rossii i iranisty, Moscow: 182-92)
  3. پرش به بالا ↑ Sergei Panarin «The Soviet East as a New Subject of Oriental» // State, Religion, and Society in Central Asia: A Post-Soviet Critique. Ithaca Press (GB). ISBN10: 0863721621. Vitaly Naumkin (Editor). Pp. 6, 15.

«The partisans of classical oriental studies were also made to take refuge in the hoary past. In some disciplines — ancient and medieval history, for instance — they had to completely give up studying the inherent features of a civilisation and concentrate all efforts on its formation. For those specialising in cultural creation studies, it was impossible. But this did not prevent the introduction of such limitations into the blueprint for research.

So in studying oriental literature, scholars looked above all for indications of the transformation apparently experienced by the peoples of the East within the socialist context. And as analysis of literary works did not yield sufficiently convincing proof, recourse was made to fortuitous facts of history like the birth place or residence of an author. With their help even cultural figures who wrote only in Arabic or Persian were claimed by the future Soviet republics.

This gave the impression that the greatest and best part of the pre-Soviet heritage of peoples once part of the same civilisation but recently divided by the magic line of the Soviet borders was created within the future USSR. And this was not the result of a national awakening among the Azerbaijanis, Uzbeks or Tajiks, but of an initiative by the ideological authorities. In fact, by forcing scholars to search the past for signs of a unique mission predesignated by history not only for Russia, but for the entire empire, they attributed a significant part of the Russians' Messianism to their oriental 'younger brothers'.4

From the 1960s to the 1980s, the paths of Soviet oriental studies and the Soviet East diverged even more. A new research school appeared — 'Third World studies'. Many scholars began to examine the political situation as well as the processes of social modernisation and economic growth in the developing nations of the East.

4. Here are primary arguments from L. I. Klimovich’s afterword to the Russian translation of Nizami’s Iskander Namah: 'The flight of thought characteristic here of Nizami no doubt reflects the people’s aspirations. … Nizami appears before us … as a thinker of genius who had given a glimpse of mankind’s bright future life in the dark medieval night. . .. Speaking of Nizami, Comrade Stalin pointed out that the language of his works (Persian — S.P.) by no means served as a reason for linking him with the literature of Iran.' [Nizami, Iskander Name (Iskander Namah), Moscow, Izdatelstvo Khudozhestvennoi Literatury, 1953, pp. 756-57.] On the whole, the following pattern was suggested: Nizami wrote in Farsi, but had been born and lived in the territory of the future Azerbaijan SSR. He reflected the aspirations of the people of Azerbaijan. He foresaw a brilliant future for the USSR. Because he predicted this not as a stranger, but as an Azerbaijani, he was doubly great. So the Azerbaijanis should be considered 'chosen' builders of socialism because they had a presentiment of a bright future and gave the world a progressive poet-prophet.''»

  1. پرش به بالا ↑ Dr. Paola Orsatti (Associate Professor of Persian language and literature, Sapienza University of Rome). Back Cover Comments // Siavash Lornejad, Ali Doostzadeh. On the Modern Politicization of the Persian Poet Nezami Ganjavi. Edited by Victoria Arakelova. YEREVAN SERIES FOR ORIENTAL STUDIES, Yerevan 2012

This book provides a full survey of the distortions – dictated by nationalistic purposes – which have been pervading the field of the studies on the Persian poet Nezami of Ganje since the Soviet campaign for Nezami’s 800th birthday anniversary. The authors discuss, with critical accuracy, the arguments put forward by Soviet scholars, and more recently by scholars from the Republic of Azerbaijan, which term Nezami as anAzerbaijani poet” and his work as pertaining to an alleged “Azerbaijani literature;” and show the historic unsoundness of such theses.

  1. پرش به بالا ↑ Tamazishvili, A.O. (2004), “Iz istorii izučenija v SSSR tvorčestva Nizami Gjandževi: vokrug jubileja — E. È. Bertels, I. V. Stalin i drugie”, ed. by Vitaly Naumkin, N. G. Romanova, I. M. Smiljanskaja (eds.), Neizvestnye stranicy otečestvennogo vostokovedenija: [sbornik], Oriental Studies Institute, Russian Academy of Sciences, St. Petersburg: 173-99.
  2. پرش به بالا ↑ کامران تلطف. Siavash Lornejad: Ali Doostzadeh, On the Modern Politicization of the Persian Poet Nezami Ganjavi (Yerevan Series for Oriental Studies—l), Yerevan: "Caucasian Centre for Iranian Studies", 2012, 215 pp. (review) // Iran and the Caucasus (journal) 16 (2012) 380-383

Nezami Ganjavi is one of the most famous Iranian poets of the classical period. He was born to native Iranian parents in the city of Ganja, which is now located in Azerbaijan Republic. At Nezami's time, Iranian ethnic elements and Persian culture and language were dominant in Ganja as noted by primary sources. Nezami is famous for his five monumental books of narrative poems collectively known as Panj-ganj or "Five Treasures", all considered Persian masterpieces. He also wrote a number of Persian lyric poems. // The above information about the poet is very basic, universally acknowledged, and found in countless literary and encyclopaedic publications over the past several centuries and has thus never been a point of contention. That is until recently. A number of politicians and activists in the newly established Azerbaijan Republic have attempted to deny Nezami's Iranian nationality and even his native language. Amazingly, the Iranian authorities seem to not have even noticed this distortion of history. // However, Siavash Lornejad and Ali Doostzadeh, in their book entitled On the Modern Politicization of the Persian Poet Nezami Ganjavi, have noticed the vulgarity of the claim and have traced it back to the ideologically-inspired writings on Nezami Ganjavi done by some scholars of the Soviet era.

  1. پرش به بالا ↑ خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref> غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام badgir وارد نشده‌است.
  2. پرش به بالا ↑ http://www.tabnak.ir/fa/news/89333/مصادره-مفاخر-ایرانی-از-سوی-جمهوری-آذربایجان
  3. پرش به بالا ↑ پیش‌گفتار کتاب نظامی و ادبیات ترکی نوشتهٔ ارسلی نوشابی، نشریات علم، باکو ۱۹۸۰
  4. پرش به بالا ↑ محسنی، محمد رضا ۱۳۸۹: "پان ترکسیم، ایران و آذربایجان"، انتشارات سمرقند، ص ۲۱۳
  5. پرش به بالا ↑ جلال متینی، «سندی معتبر بودن بر در ترک بودن نظامی گنجوی!»، ایرانشناسی، سال ۴, ۱۳۷۱. [۱]
  6. پرش به بالا ↑ The Russian philologist Ivan Mikhailovich Steblin-Kamensky, Professor and the Dean of the Oriental Department of Saint Petersburg University comments (―Oriental Department is ready to cooperate with the West‖, Saint Petersburg University newspaper, № 24—25 (3648—49), 1 November 2003‖). http://www.spbumag.nw.ru/2003/24/1.shtml): Мы готовили таких специалистов, но, как показывает наше с ними общение, там очень много националистических тенденций, научных фальсификаций. Видимо, это связано с первыми годами самостоятельности. В их трудах присутствует националистическое начало, нет объективного взгляда, научного понимания проблем, хода исторического развития. Подчас – откровенная фальсификация. Например, Низами, памятник которому воздвигнут на Каменноостровском проспекте, объявляется великим азербайджанским поэтом. Хотя он по-азербайджански даже не говорил. А обосновывают это тем, что он жил ترجمه انگلیسی: на территории нынешнего Азербайджана – но ведь Низами писал свои стихи и поэмы на персидском языке! Translation: " We trained such specialists, but, as shown by our communication with them, there are a lot of nationalistic tendencies there and academic fraud. Apparently it's related to the first years of independence. Their works include nationalist beginnings. Objective perspective, scientific understanding of the problems and timeline of historical developments are lacking. Sometimes there is an outright falsification. For example, Nizami, the monument of whom was erected at Kamennoostrovsk boulevard, is proclaimed Great Azerbaijani poet. Although he did not even speak Azeri. They justify this by saying that he lived in the territory of current Azerbaijan, but Nizami wrote his poems in Persian language! ترجمه فارسی: آثار نظامی به فارسی است و حتی زبان آذری را نمیدانسته‌است. (پروفسور ایوان استبلین-کامنسکی- رئیش بخش شرقشناسی دانشگاه سن پترزبورگ - سال ۲۰۰۳)
  7. پرش به بالا ↑ Encyclopædia Iranica, NEẒĀMI QUNAVI, Osman G. Özgüdenlı
  8. پرش به بالا ↑ محمدعلی کریمزاده تبریزی، «دیوان ترکی نظامی گنجوی!»، ایرانشناسی، سال هفدهم، شماره-ی سوم، ۱۳۸۴.[۲]
  9. پرش به بالا ↑ Siavash Lornejad, Ali Doostzadeh "On the Modern Politicization of the Persian Poet Nezami Ganjavi" (Edited by Victoria Arakelova, YEREVAN SERIES FOR ORIENTAL STUDIES, Yerevan 2012) [۳]
  10. پرش به بالا ↑ سیاوش لرنژاد و علی دوست‌زاده، «دربارهٔ سیاسی‌سازی شاعر ایرانی نظامی گنجوی در دوران نوین»، [[|ایروان]] [[|ارمنستان]]، اکتبر ۲۰۱۲ / مهرماه ۱۳۹۱، ۱۸۸ صفحه به انگلیسی: Siavash Lornejad, Ali Doostzadeh "On the Modern Politicization of the Persian Poet Nezami Ganjavi" (Edited by Victoria Arakelova, YEREVAN SERIES FOR ORIENTAL STUDIES, Yerevan 2012) [۴] We should be grateful to the authors for having tackled a subject - the politicized use of culture - whose importance has been generally underestimated by European scholars. However the unveiling of a statue in Rome of the “Azerbaijani poet” Nezami compels us to react to such distortions; and makes this book of great topical interest, too. Dr. Paola Orsatti Associate Professor of Persian language and literature Sapienza
  11. پرش به بالا ↑ For example, Nizami, the monument of whom was erected at Kamennoostrovsk boulevard, is proclaimed Great Azerbaijani poet. Although he did not even speak Azeri. They justify this by saying that he lived in the territory of current Azerbaijan, but Nizami wrote his poems in Persian language The Russian philologist Ivan Mikhailovich Steblin-Kamensky, Professor and the Dean of the Oriental Department of Saint Petersburg University comments (―Oriental Department is ready to cooperate with the West‖, Saint Petersburg University newspaper, № 24—25 (3648—49), 1 November 2003‖). http://www.spbumag.nw.ru/2003/24/1.shtml): Мы готовили таких специалистов, но, как показывает наше с ними общение, там очень много националистических тенденций, научных фальсификаций. Видимо, это связано с первыми годами самостоятельности. В их трудах присутствует националистическое начало, нет объективного взгляда, научного понимания проблем, хода исторического развития. Подчас – откровенная фальсификация. Например, Низами, памятник которому воздвигнут на Каменноостровском проспекте, объявляется великим азербайджанским поэтом. Хотя он по-азербайджански даже не говорил. А обосновывают это тем, что он жил ترجمه انگلیسی: на территории нынешнего Азербайджана – но ведь Низами писал свои стихи и поэмы на персидском языке! Translation: " We trained such specialists, but, as shown by our communication with them, there are a lot of nationalistic tendencies there and academic fraud. Apparently it's related to the first years of independence. Their works include nationalist beginnings. Objective perspective, scientific understanding of the problems and timeline of historical developments are lacking. Sometimes there is an outright falsification. For example, Nizami, the monument of whom was erected at Kamennoostrovsk boulevard, is proclaimed Great Azerbaijani poet. Although he did not even speak Azeri. They justify this by saying that he lived in the territory of current Azerbaijan, but Nizami wrote his poems in Persian language! ترجمه فارسی: آثار نظامی به فارسی است و حتی زبان آذری را نمیدانسته‌است. (پروفسور ایوان استبلین-کامنسکی- رئیش بخش شرقشناسی دانشگاه سینت پیترسبورگ - سال ۲۰۰۳)
  12. پرش به بالا ↑ Siavash Lornejad, Ali Doostzadeh "On the Modern Politicization of the Persian Poet Nezami Ganjavi" (Edited by Victoria Arakelova, YEREVAN SERIES FOR ORIENTAL STUDIES, Yerevan 2012) [http://archive.org/details/OnTheModernPoliticizationOfThePersianPoetNezamiGanjavi_251
  13. پرش به بالا ↑ Siavash Lornejad, Ali Doostzadeh "On the Modern Politicization of the Persian Poet Nezami Ganjavi" (Edited by Victoria Arakelova, YEREVAN SERIES FOR ORIENTAL STUDIES, Yerevan 2012) [http://archive.org/details/OnTheModernPoliticizationOfThePersianPoetNezamiGanjavi_251
  14. پرش به بالا ↑ World Organisation Against Torture, Confirmation in appeal of the sentencing against Mr. Novruzali Mammadov to ten years in prison, 7 January 2009, AZE 001 / 0808 / OBS 139.2, available at: http://www.unhcr.org/refworld/docid/496efd900.html [accessed 26 January 2011]
  15. پرش به بالا ↑ Ans Press News Portal, “Editors of “Tolishi Sedo” newspaper took stand of betrayl of country”, 19.12.2007, http://web.archive.org/web/20080512201826/http://anspress.com/nid51166.html [accessed 26 January 2011].
  16. پرش به بالا ↑ http://www.hrights.ru/sng/sng-bul12.htm
  17. پرش به بالا ↑ AI - Amnesty International: Amnesty International Report 2010 - The State of the World's Human Rights, 28 May 2010 (available at ecoi.net). http://www.ecoi.net/local_link/143047/243697_en.html [accessed May 2011]
  18. پرش به بالا ↑ نظر شما در مورد این عکس چیست؟ / آرامگاه نظامی گنجوی
  19. پرش به بالا ↑ میراث ایرانیان به نام دیگران

 

شخصیت‌ها

 

مولوی

دولت ترکیه مولوی را به عنوان شاعر ترک معرفی می‌کند.[۱۸][۱۹][۲۰]در سال ۲۰۰۷ ثبت پرونده جهانی "هشتصدمین زادسال مولوی" با نام "مولانا جلال‌الدین بلخی رومی" توسط کشور ترکیه انجام گرفت.[۲۱] شایان ذکر است، در سال، یک و نیم میلیون توریست از آرامگاه مولانا(شهره به دلیل خلق آثارِ مثنوی معنوی و دیوان شمس)، بازدید می‌کنند ولی آمار بازدید کنندگان از آرامگاه شمس تبریزی در خوی (ایران)، به ۲۰ هزار نفر هم نمی‌رسد.[۲۲][۲۳]

ملانصرالدین

ایرانیان، ترک‌ها، عرب‌ها، افغانی‌ها، قفقازها، هندی‌ها، پاکستانی‌ها و بوسنیایی‌ها عقیده دارند ملانصرالدین متعلق به فرهنگ آن کشور است.[۲۴]

خسرو معتضد معتقد است ملانصرالدین شخصیتی ایرانی بوده است و معرفی وی به عنوان یک شخصیت ترک دروغ تاریخی است.[۲۵] با این وجود طبق ادعای دولت ترکیه سنگ قبر ملانصرالدین در منطقه آک شهیر در نزدیکی قونیه پیدا شده‌است.[۲۶]

ابن سینا

ابن سینا، پزشک و شاعرایرانی نیز مورد ادعای کشورهای همسایه است. از سویی علاوه بر ترکیه کشور ازبکستان ابن‌سینا را ازبک می‌خواند.[۲۷] شبکه خبری بی‌بی‌سی نیز در یکی از برنامه‌هایش از عنوان دانشمند عرب برای ابن سینا استفاده کرد که مورد انتقاد شدید ایران قرار گرفت.[۲۸] همچنین دولت امارات متحده عربی جایزه اختراعات و ابداعات با نام ابن‌سینا را به صورت سالانه به مخترعین اهدا می‌کند و روبات ابن‌سینا با لباس عربی نیز ساخته شد.[۲۸][۲۹][۳۰][۳۱]

شهرزاد قصه‌گو

شهرزاد قصه‌گو زنی ایرانی است که به دلیل نقش کلیدیش در داستان‌های هزار و یک شب که قصه‌ای است که ابتدایی‌ترین نسخهٔ آن به زبان عربی موجود است و نسخهٔ فارسی آن در دسترس نیست، از اینرو در سطح جهان شهرزاد را نیز به عنوان فردی عرب می‌شناسند.[نیازمند منبع]

فردوسی

در مراسم بزرگداشت انتخاب «غزنین» به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام در سال ۲۰۱۳، وزیر و سفیر افغانستان در صحبت‌هایش فردوسی را برخاسته از افغانستان دانست.[۳۲]

فارابی

رئیس فرهنگستان هنر قزاقستان ملیت فارابی را قزاقستانی دانست که با واکنش شدید مجامع ادبی و علمی ایران مواجه شد و از سوی دیگر رادیو و تلویزیون دولتی کشور ترکیه با انتشار گزارشی نسبتا مفصل از معتقدان به ایرانی بودن این فیلسوف بزرگ انتقاد کرده و تاکید کرده است که این شخصیت علمی، ترک بوده است.[۲۷]

عمر خیام

روزنامه القبس چاپ کویت عمر خیام را دانشمند و ریاضی‌دان عرب و ستاره‌شناس ایرانی معرفی کرد و طی مقاله‌ای بیان کرد که وی شاعر نبوده وشعرهایش را دیگران برایش سروده‌اند.[۳۳]

نظامی گنجوی

نوشتار اصلی: کارزار نمایاندن نظامی به عنوان شاعر ملی آذربایجان

دولت جمهوری آذربایجان اشعار کاشی‌کاری‌شده فارسی بر روی بدنهٔ مقبره نظامی که به فارسی بودند را با اشعار ترکی جایگزین کرد.[۹] و سفیر جمهوری آذربایجان در لندن به معرفی نسخه خطی خمسه نظامی گنجوی، به عنوان اثر فرهنگی ایرانی، در کتابخانه ملی انگلستان اعتراض کرد.[۳۴]

نظامی درباره ایران چنین می‌گوید:[۳۵]

همه عالم تن است و ایران دل

 

نیست گوینده زین قیاس خجل

چون که‌ایران دل زمین باشد

 

دل زتن به بود، یقین باشد

 

خواجه نصیرالدین طوسی

در سال ۲۰۱۳ میلادی، پایگاه جستجوگر گوگل، به مناسبت ۸۱۲ امین سالگرد تولد خواجه نصیرالدین طوسی، تصویری از وی در وبسایت خود گذاشت که در کشورهای عربی قابل دسترسی بود. به گفته بی‌بی‌سی، در این عکس بر ایرانی‌تبار بودن این دانشمند تأکید شده بود که واکنش‌هایی را در کشورهایی عربی درپی‌داشت.[۳۶][۳۷]

ابوریحان بیرونی

شبکه تی‌آرتی ترکیه طی برنامه‌ای ابوریحان بیرونی و فارابی و ابن سینا را به عنوان مفاخر تاریخی ترکیه معرفی کرده‌است.[۱۸]

بیهقی

در مراسم بزرگداشت انتخاب «غزنین» به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام در سال ۲۰۱۳، وزیر و سفیر افغانستان در صحبت‌هایش بیهقی را به غزنین در افغانستان نسبت داد.[۳۲]

پوریای ولی

پوریای ولی یکی دیگر از مفاخر ایران‌زمین است که به دلیل ناآگاهی به دست فراموشی سپرده‌شده‌است. افغانستان برای ثبت ملی و ادعای مقبره پوریای ولی اقدام به سندسازی کرده است و این در حالی است که مقبرهٔ پوریای ولی در شهر خوی قرار دارد.[۳۸]

جستارهای وابسته

                                                                                                                                                       

===================================================================

 گویا ما ایرانیها بایس دوباره آستین بالا بزنیم و همان کاری را که در سطح جهانی در باره تحریف نام خلیج فارس کردیم در مورد نظامی کنجوی و مولوی انجام دهیم تا ترکیه و آذربایجان بفهمند که کارهای ضدفرهنگی آنها بدون جواب نمی ماند

 

از این دولت بی عرضه که جوابی نمیشنوند و گستاخ تر و جسورتر میشوند

بایس در برابر این مجسمه ها تظاهرات کرد

بایس در برابر یونسکو تظاهرات کرد

دیگر زمان دزدی های فرهنگی ایران به پایان رسیده است

مجید بهرام بیگی

Nach oben