انعام ، یک ویروس اقتصادی و اجتمایی

                                                                                    انعام یک ویروس اقتصادی و اجتمایی

انعام یک ویروس اجتمایی و اقتصادی است زیرا که نخستین قدم برای انعام قدم آخریعنی رشوه گیری را به همراه می آورد

شاید این مقاله و تیتر آن برای شما عجیب باشد ولی فکرمیکنم که پس از خواندن دقیق این مقاله و اندیشه عمیق با من هم عثیده خواهید شد که بایس این ویروس خطرناک از جامعه کنده شود و در کشور ممنوع شود

اول از این جا شروع کنیم که در جامعه خرید و فروش قبول شده است هر چند معاوضه جنس با جنس هم در بعضی موارد در جامعه انجام میشود ولی این کاری بسیار کمیاب است

پس خرید و فروش میتواند کالایی یا سرویسی باشد

 مثال اول

 فروشنده کالایی را می فروشد و شما هم پول این کالا را می پردازید فروشنده به شما کاغذ خرید میدهد و با این کاغذ خرید ثابت میشود که او جنسی را که به او تعلق داشت به شما فروخته و از این به بعد این جنس به شما تعلق دارد

مثال دوم

شما به رستورانی می روید و غذایی را سفارش میدهید و غذا برای شما آورده میشود و میخورید و پول آن را هم میپردازید

مثال سوم

شما با خودروی خود مشکل دارید و خودرو را به تعمیرگاه می برید و پس از سه روز ماشین درست شده را تحویل می گیرید و پول سرویس و قطعات تعمیر شده یا عوض شده را می پردازید

مثال چهارم

شما در اداره ای برای کاری اداری دولتی می روید به شما می گویند مدارکی بیاورید و مبلغی برای مهر و تأیید و غیره می پردازید ودر آخر تصدیق نامه یا اجازه نامه ای را بدست می آورید حالا این میتواند اجازه ساختن یک طبقه بر روی ساختمان شما باشد یا گرفتن مدرک راهنمایی رانندگی

مسلم است که همه انتظار دارند که فروشنده یا سرویس دهنده یا کارمند اداره رفتاری خوب و مهربان و پسندیده داشته باشد و این شاید حتی نه به خاطر خریدار یا سرویس گیر یا مراجع کننده به شرکت دولتی بلکه برای خودشان است

اگر مثال اول را در نظر بگیریم اگر فروشنده فردی خوشرو و مؤدب  نباشد خریدار با یک نظر به آن پی می برد و دلیلی نیست جنسی را از کسی بخرد که فردی اخمو و بی ادب است اگر هم برای نخستین بار در آنجا گیر کرده باشد ولی برای بار دوم به آنجا نخواهد رفت و اگر صدها نفر در ماه این کار را بدلیل فروشنده بکنند و بدتراگر دهان به دهان هم بگردد طولی نخواهد کشید که فروشنده بایس در مغازه خود را ببندد این یعنی بیکاری و اول بدبختی

در مثال دوم یعنی در رستوران هم همین است

اگر خریدار این سرویس یعنی خوراک با سرویس دهند ای اخمو و نا مؤدب رو برو شود و خوراک او هم بسیار دیرتر از موقع در نظر گرفته شده سرویس شود و غذا سرد باشد دیگر به این رستوران پا نخواهد گذشت و بدتراگر دهان به دهان هم بگرردد دیگر این رستوران پس از مدتی بایس در رستوران را ببندد و این یعنی بیکاری و اول بدبختی

در مورد چهارم هم همین است اگرچه ممکن است افرادی بگویند در اینجا نمیشود کاری کرد زیرا شخص مجبور است برای کارهای دولتی همه چیز را قورت بدهد

این درست نیست

نخست اینکه شخص میتواند و باید از رفتارکارمند اداره به شخص بالاتر از او شکایت کند این امر مجبور میشود که شخص بالا دست به این فرد تذکر دهد تا رفتار خود را درست کند حال سه حالت پیش می آید

1 این فرد رفتار خود را درست می کند

2 این فرد رفتار خود را درست نمی کند و تذکرات دوم و سوم می گیرد و در آخر از کار خود برکنار میشود که حتمأ این را نمی خواهد

3 اصلأ شخص سوم بی خیال است و تذکری هم نمی دهد و در اینجا این مشکل هم برای او و فرد زیر دست پیش می آید زیرا اگر نا رضایتی بالا بگیرد و ناله مردم به روزنامه و رادیو تلویزیون کشیده شود این مشکل نه تنها برای هر دو بلکه برای افراد بالاتر و سیاسی نیز مشکل میشود و کدام وزیر دوست دارد از کار برکنار شود یا در دوره دیگر دوباره انتخاب نشود ؟؟

پس اینکه افرادی بگویند در اینجا نمیشود کاری کرد زیرا شخص مجبور است برای کارهای دولتی همه چیز را قورت بدهد درست نیست

حال شاید از خود بپرسید خوب همه اینها چه ربطی به تیتر ما یعنی انعام یک ویروس اقتصادی و اجتمایی دارد ؟؟

صبر داشته باشید صبر

حالا در نظر بگیریم در اینجا انعام پای به میدان بگذارد و انعام یک امر عادی در جامعه و همه کارها شود چه وضعی پیش می آید ؟

وضع اول را برای مثال مورد تجزیه تحلیل قرار دهیم

فروشنده میداند چه کسی یا افرادی ازمردم به مغازه می آید چه میشود ؟ گوشت خوب یا لباس مارک دار یا شیرینی خوب را کنار می گذارد برای خانم ایکس و آقای ایگرگ و هر ایرانی دیگر که نمیتواند یا حاضرنیست پولی بیشتر برای جنسی که بیشتر از آن هم ارزش ندارد آن جنس را به دست نمی آورد

این یعنی تبعیض اجتمایی که کم کم نارضایتی اجتمایی را در بر خواهد داشت یعنی فروشنده دو حالت به خود می گیرد با آن کسی که  انعام میدهد خوشرو و مؤدب و با دیگری که نمیدهد اخمو و بی تربیت رفتار میکند واگر این کار اتوماتیزه شود که گویا اصلأ این انعام یک بایس است ، این گام اول در رشوه گیری است

در مورد دوم هم این وضع صادق است یعنی بداخمی و بی تربیتی و تحویل ندادن خوراک به موقع

در مورد سوم هم این گونه است یعنی تحویل ندادن ماشین و گران فروشی لوازم یدکی

در مورد چهارم نیز همیگونه است یعنی سر دوانیدن مراجعه گر به اداره دولتی

این مثالها را میتوان بی نهایت در هر رشته ای ادامه داد چه بسا کسانی که پدر و مادرشاگردی که با یک معلم خوبترند ؟! بچه های آنها کمتر تجدیدی خواهند داشت ؟؟

بعضی ها سعی می کنند انعام را با هدیه رو پوشانی کنند ولی در اینجا نیز بایس فرق گذاشت

هدیه فقط در زمانی معین داده میشود مانند جشن تولد یا کسی که ارتقأ در امور خود پیدا کرده و جشنی ترتیب میدهد و هدیه  ای میگیرد ولی باقی رشوه گیری است

همه با این کار مؤافقیم که رشوه گیر و رشوه گیری پایه های اچتماع سالم را مانند موریانه می خورند

پس چه کار بایس کرد ؟

بسیار ساده است

بایس نخست انعام دهی و گیری را ممنوع اعلام کرد و هر دو را در صورت انجام اینکار با توجه به بزرگی این انعام محکوم کرد زیرا این افراد به توسعه و شیوع رشوه گیری در جامعه کمک میکنند

دوم بایس اینکار را در جامعه با اطلاع دهی مبارزه فرهنگی کرد که همه  پس از یک نسل به اینکار ترغیبی نداشته باشند و اینکار از دبیرستانها شروع میشود

وضع انعام بسیار اسفناک شده است بگونه ای که حتی بعضی از رستورانها و شرکتهای دیگر به صورتی اتوماتیک انعام را در کار خود گنجانیده اند (برای چه؟) و این کار یعنی دزدی 

به کارگر حقوق کمتری پرداخت میشود حال اگر در یک رستوران یا سالن آرایش یا درمرکزی پزشکی ماساژ باشد ، به او میگویند تو در ماه میتوانی ؟! تا این اندازه انعام بگیری و به حقوقت اضافه میشود !؟

خوب توجه داشته باشید میتوانی یعنی معاوم نیست آیا انعام بدستش می رسد یا نه

این کار یعنی دزدی یعنی حذف قسمتی از حقوق کارگر و کارمند با یک فرضیه

بعضی وقتها بی شرمی تا آن اندازه جلو میرود که حتی رئیس آنها خود را در انعام شریک می کند؟!

برای مثال در شهر هامبورگ در آلمان بعضی ها به کسانی که وظیفه پاک کردن شهر و جمع آشغالها را داشتند انعام میدادند و این کار در چند سال وضع را به جایی رسانید که اتفاقأ (؟!) در بعضی محله ها زودتر پاکیزه میشد و تمیز تر از محله های دیگر بود

شهرداری هامبورگ به این کار پی برد و انعام دادن را ممنوع کرد

نتیجه ؟

پس از دو ماه اتفاقأ (؟!) همه محله ها یکسان تمیز بود !!

 

پس اگر نمی خواهیم در و دروازه را برای رشوه گیر باز بگذاریم پس از خرید یک جنس یا تحویل یک سرویس فقط  یک کلمه کافی است

تشکر

من به یاد می آورم هنگامی که به سفری رفته بودم پس از گرفتن تاکسی و رسیدن به هتل راننده انتظار انعام داشت

 پس از رسیدن به هتل خانمی که اطلاعات و کلید اتاقم را به من داد انتظار انعام داشت

هنگامی که فردای آن روز ازاتاقم بیرون رفتم حانمی که اتاق را جمع و جور میکرد هم انتظار انعام داشت

وقتی به رستوران برای ناهار رفتم و غذایی خوردم گارسون انتظار انعام داشت

رفتم به سلمانی موهایم را کوتاه کنم او هم انتظار انعام داشت

پس از سلمانی به قهوه خانه ای رفتم و یک قهوه خوردم آنجا هم انتظار انعام داشتند

من به هیچ کدام هم انعامی ندادم

چون فکر می کنم که اول از همه آنها بایس خوشحال و خدا را سپاس گذار باشند که بیکار نیستند

دوم اینکه بسیاری از حرفه ها هم انعام نمی گیرند 

سوم اینکه بسیاری از مردم هم پول بادآورده ندارند و برای هر سکه حقوق خود هم سخت و بی انعام کار کرده اند

خلاصه مطلب انعام گیری در کشور بایس ممنوع اعلام شود تا در و دروازه را به روی رشوه گیری ببندیم 

 

من هم از توجه شما به این مقاله متشکرم و آن هم بدون انعام

 

مجید بهرام بیگی

2015-07-10

                                                                               

Nach oben