ايران خودمختاری ؛ فدراليسم يا تجزيه طلبی ،جهالت يا خيانت ؟؟

 

 

بسیاری لغات هستند که وقتی کسی گوش میکند بسیار زیبا و قشنگ به گوش میرسند ولی هنگامی که به معنای واقعی آنها که در پشت پرده است نگاهی کنیم مطلب دیگری را در می یابیم

یکی از این لغات باصطلاح زیبا که اتفاقاٌ (؟؟!) از جامعه شناسان و سیاستمداران خارجی برای ما شرقی ها نسخه پیچیده اند کلمه حود مختاری یا فدرالیسم است

خود مختاری در اصل خوبست ولی بایس پرسید برای چه کسی خوبست ؟

کلمه مرکب خود مختاری از دو کلمه خود و کلمه مختارتشکیل شده است یعنی خود اختیار می کند

هنگامی که کسی چیزی یا مطلبی را خود اختیار کرد و تصمیم به انجام دادن آن کرد بایس عواقب آن را هم برای خود و برای آنهایی که او را انتخاب کرده اند قبول کند و نمیتواند از زیر بار مسئولیت شانه خالی کند و بایس به مردم جوابگو باشد

در اینجا دو حالت پیش می آید:

یا اینکه میتواند جوابگو باشد و مردم را متقاعد کند و بر سر کار می ماند و یا نمیتواند مردم را متقاعد کند و بایس برود تا دیگری بر سر کار آید

متأسفانه تاریخ دیکتاتورها نشان میدهد که آنهایی که نمیتوانند جوابگوی مردم باشند به راحتی و آسانی نمی روند و دست به خشونت میزنند و از راه دمکراتیک دور میشوند

همانگونه که نوشتم کلمه خودمختاری کلمه زیبایی است که جامعه شناسان و سیاستمداران غربی برای ما مانند یک نسخه مشکل گشای پیچیده اند زیرا آن حودمختاری و باصطلاح فدرالیسم ایرانی که ما می شناسیم و در ایام قبل از حمله عربها به ایران انجام میشد و ایران را به مقام امپراطوری رسانید آن نسخه نیست

آن مشکل ما نیست که بایس گشایش پیدا کند بلکه مشکل قدرت های بیگانه است که با اتحاد مردم منطقه مشکل پیدا می کنند

بیایید حقیقت را ببینیم و به خود دروغ نگوییم

دنیای کنونی ما یک جنگل است که فقط قویترها زنده می مانند و ضعیف تر ها نقشی ندارند و میتوانند تنها سر خود را بالای آب نگه دارند (اگر قوی تر ها به آنها اجازه بدهند!)

اگر در یک مکانی همه گرد هم آیند و قبول کنند تا مرزها برداشته شود

اگر در یک مکانی همه گرد هم آیند و قبول کنند زبان بین المللی اسپرانتو(نه انگلیسی یا فرانسه و اسپانیایی) زبان روابط جهانی مکاتبات و سیاست و اقصاد و فرهنگ شود

اگردر یک مکانی همه گرد هم آیند و قبول کنند تنها یک پول واحد جهانی روابط اقتصادی است (نه دلار و یورو و فرانک و ین و پوند)

من اولین کسی خواهم بود که زیر این قرارداد را امضا میکنم تا کشور من ایران هم به این قرارداد بپیوندد

ولی از آنجایی که من ساده لوح نیستم کلمات زیبایی چون خودمختاری و فدرالیسم غربی را رد میکنم

تاریخ به ما نشان میدهد که کسانی که نخست از خود مختاری صحبت می کنند بعدها از تجزیه سخن می گویند و جالب این است که هنگامی که خود بر سر کار هستند و باصطلاح اکثریت در منطقه خود هستند حقوق اقلیتها را که خود بر سینه میزدند رعایت نمی کنند

طرفداران خودمختاری تنها کافی است به اینترنت بروند و قصه و تاریخ سرزمینهای ایرانی جدا شده از ایران یعنی خوارزم (ترکمنستان) و سغدیان (ازبکستان) و آذربایگان شمالی ایران را بخوانند تا ببینند چگونه خودمختاری طلبی آنها در آخر به دیکتاتوری ختم پیدا کرده است و تمام ایده های خوب خودمختاری فقط برای ترکمن ها و ازبک و ترکهاست و نه برای دیگران !!

بعضی ها می گویند خوب این منظقه ازبکستان نام دارد چون ازبک ها اکثریت دارند و در ترکمنستان ترکمنها و در آذربایگان ترکها 

نخست اینکه این آمارها را خود آنها میدهند و مراکز بین المللی این آمار را زیر سوال برده اند مانند تاجیکها درازبکستان یا تاتها و طالشی ها در آذربایگان

دو.م اینکه من اکثریت تعدادی قومی را بدون نگاه و توجه به تاریخ و صاحبان اولیه آن سرزمین را قبول ندارم و دمکراسی نمی دانم

مثال

اسراییل را تصور کنید

دراین منطقه قرنها یهودیان و مسیحیان و مسلمانها با هم زندگی می کردند و همه با هم میتوانستند پس از جنگ جهانی دوم راه حلی برای زندگی مسالمت آمیز پیدا کنند

ولی یهودی های متعصب با کمک ار وپاییها اسراییل را در این منطقه بدون حق مسیحی ها و مسلمانان پایه گذاشتند

اسراییل یهودی های دنیا را جمع و کمکهای اقتصادی زیادی نیز برای زاد و ولد یهودیان کرد و میکند

حال سرزمینی که بزور گرفته و غصب شده است اگر اکثریت تعدادی یهودی باشند میتوان قبول کرد که اکثریت اینها هستند و اینجا سرزمین آنهاست و حرف آخر را میزنند ؟ خیر من قبول ندارم.

این چنین کاری را سنی های عرب نشین خلیج فارس نیزبا آسان کردن مهاجرت سنی های کشورهای دیگر می کنند تا شیعه را در اقلیت قرار دهند و بعد بگویند در انتخابات اقلیت ها اقلیت هستند یعنی شیعه ها ! آیا این قابل قبول است ؟ خیر من قبول ندارم.

این چنین کاری را ازبک ها در ازبکستان با سغدی ها کردند

این چنین کاری را ترکمنها با خوارزم ها کردند

این چنین کاری را ترک ها در آذربایگان شمالی ایران کردند

اما متأسفانه در آن زمان روزنامه و رادیو و تلویزیون و ساتلیت و اینترنت وجود نداشت تا همه بفهمند چه ظلمی بر سر ایرانیها آوردند

قصه تلخ هجوم های مغولان و ترکها و ازبکها و کشتار ایرانیها و اجبار به مهاجرت از سرزمین مادری خود و ممنوع کردن زندگی با زبان و فرهنگ ایرانی قصه ای مانند قصه اسراییل و فلسطین یا ارامنه و ترکهاست. حال عده ای می گویند چرا ما نبایس در مدارس و محل کارهای خودمان به عربی و ترکی بنویسیم و تحصیل کنیم و فرهنگستان و ... داشته باشیم ؟

خانمها و آقایان گویا فراموش کرده اید کجا زندگی می کنید

اینجا ایران است نه ترکیه و عربستان

اگر قلبتان برای ترکیه بزرگ و کشور بزرگ عربها می تپد پس در ایران چه کار می کنید ؟ شما ترک و عرب هستید

مگر کسی شما را مجبور به زندگی در ایران کرده است ؟ آیا در عربستان و ترکیه هم در مدارس و محل کار اجازه نوشتن و تحصیل کردن و غیره را

به  زبان فارسی و غیره را میدهند ؟؟

بسیاری از ایرانیها حتی به کشورهای بسیار دوربرای زندگی مهاجرت می کنند

ترک زبانها  و عرب زبانها در ایران به دو دسته تعلق دارند

یا اجداد آنها کسانی بودند که به ایران حمله کردند

یا اجداد آنها کسانی بودند که زیر فشار و زور تجاوزگران فرهنگ بومی خود را از دست دادند و ترک و عرب زبان شدند

اجازه آنچه که بعضی ترک زبانها و عرب زبانها در ایران در محل کاری خود  میخواهند چیزی نیست جز پذیرفتن تجاوز ترکها وعربها  

 این قابل قبول نیست

اگر  دی ان آی ژنتیک را در آذربایگان شمالی ایران و خوارزم (ترکمنستان) و سغدیان ( ازبکستان) از مردم را آنالیز کنید خواهید دید که اکثریت آنها دی ان آی مانند ایرانیها دارند نه ترکها و عربها یعنی اینکه زبان آنها عوض شده نه خود آنها و زبان آنها نیز با زور عوض شد

این کار را یعنی تحقیقات ژنتیکی قبلأ شده است 

اگر واقعآ میخواهید زبان و فرهنگ عربی و ترکی را حفظ کنید ( این خود جای سؤال دارد که چرا یک نفر که پاسپورت ایرانی دارد تلاش برای حفظ فرهنگ عرب و ترک میکند) مگر مؤسسات زبان و فرهنگی نیست که بتوان این زبانها و فرهنگها را یاد گرفت ؟

 خیر به ایرانیها دروغ نگویید

شماها میخواهید قومیت و ملیت را یکی کنید و هدف شما تجزیه ایران است و این اجازه  به شماها  داده نخواهد شد زیرا اگر واقعأ قلبتان برای ایرانمی تید آستینها را بالا میزدید و فرهنگ خوزی و آذری را احیا می کردید

خانه ایران چند اصل دارد

 

پرچم واحد

سرود ملی واحد

زبان ملی واحد

مجلس شورای ملی واحد

ارتش واحد 

تصور کنید در محله ای زندگی می کنید و عده ای مسلح به این محله حمله می کنند وعده ای را می کشند و خانه آنها را تصرف می کنند و وحشت می آفرینند. عده ای از وحشت و ترس از جان باختن خانه و زندگی خود را رها می کنند و به محله های دیگر می گریزند ولی عده ای دیگر در خانه های خود می مانند و مقابله می کنند ولی کشته میشوند و عده ای هم تسلیم میشوند و بهای سنگینی را برای اینکه در آنجا اقامت کنند می پردازند یعنی مالیات زیاد ، اجازه نداشتن در داشتن مقامهای کاری مهم در آینده ، حق نداشتن یاد گرفتن زبان مادری و هر چه که به آن مربوط میشود مانند رادیو و تلویزیون و کتاب و غیره

چند سال از این ماجرا میگذرد و با زاد و ولد بسیار این مهاجمان نام محله را هم عوض میکنند و دیگر اجازه ورود و حق مطالبه صاخب خانه ها را هم نمی دهند  و آنها را تهدید هم بکنند ! آیا واقعاً این محله و خانه ها حق آنهاست ؟ خیراین محله و خانه ها به ساکنین اولیه این خانه ها و آنهایی است که اصلاً این محله را محله کردند و ساختند و نه دیگران

این داستان محله برای سرزمینهای ایرانی خوارزم (ترکمنستان) و سغدیان (ازبکستان) و آذربایگان شمالی ایران شد (مسخره این است که تنها نام آذربایگان یعنی ذخیره کننده آتش که منظور آتشکده های زرتشتی ها میباشد نشان دهنده هویت ایرانی آن است و ترک زبانها می گویند این منطقه ترک است)!!

هر کسی با کمی تحقیق میفهمد که مکان اولیه زندگی ازبکها و ترکها در حوالی چین و مغولستان بوده و در این منطقه جایی نداشتند و تنها مهمانان ناخوانده بودند

بعضی ها به من میگویند دیگر این امر شده است و تاریخ را نمیشود درست کرد

این را من قبول نمی کنم

آیا باور می کردید که آلمان شرقی و غربی پس از دهه ها جدایی به هم  به پیوندند؟

پس چرا اقدامات زیادی از سوی کره ای ها و ایرلندی ها برای به هم پیوستن مناطق جدا شده از هم پس از دهه ها انجام می گیرد؟

آیا کسی باور میکرد که اتحاد جماهیر شوروی از هم بپاشد؟

آیا کسی باور میکرد تمامی کشورهای کمونیستی اکنون کشورهای آزاد و مستقل باشند؟

خیر ولی حقیقت به حقیقت پیوست

من مطمئن هستم که با برنامه ای منظم و مرتب و درست میتوان این کشورهای تازه مستقل شده (1991) به کشور مادری خود یعنی ایران بپیوندند

حال با دریافتن اینکه این سرزمینها ایرانی هستند چه کار بایس کرد ؟ چه سیاستی را بایس در پیش گرفت ؟

1 دولت ایران وظیفه دارد که روابط فرهنگی و اقتصادی و سیاسی خود را با این سرزمینهای  اجدادی ایرانیان تشدید کند و این سرزمینها در روابط خود از اولویت برخوردار باشد

2 دولت ایران بایس همیشه تأکید کند که این سرزمین را با آغوش باز خواهد پذیرفت

3 دولت ایران بایس به مردم این سرزمینها آگاهی دهد که هرقومی میتواند زبان خود را یاد بگیرد وبا آداب و رسوم خود نیز در آزادی وآرامش زندگی کند و ما خشونت ها و زورگویی ها و کارهایی را که با اجداد ما شد تکرار نخواهیم کرد

4 دولت ایران بایس به مردم این سرزمینها بگوید که تنها اتحادی قوی با ایران همه را از خطرها حفظ خواهد کرد و هیچ کشوری جز ایران هشتاد میلیونی نمی تواند پشتیبان خوبی برای آنها باشد

اگر افرادی این نظریات را ناسیونالیسم افراطی و ارتجاعی میدانند نگاهی به چین و ژاپن و جنگ و جدال آنها بر سر جزیره هایی که حتی انسانی بر !!!!آنها زندگی منمی کنند بیاندازند

نگاهی به جنگ و جدال انگلیس و آرژانتین بر سر جزایر مالوین بیاندازند

پس مقامات ژاپن و چین یا انگلیس و آرژانتین هم  ارتجاعی هستند؟ پس هر که از حق خود نمی گذرد ارتجاعی است ؟

آیا این افراد واقعاً فکر می کنند دولت آمریکا به راحتی اجازه میدهد که انتخاباتی در آمریکا بشود و ایالت تگزاس و کالیفرنیا از آمریکا جدا شوند؟ خیرمن باور نمی کنم

سه مرحله به اصطلاح خودمختاری تا تجزیه طلبی :

1 خودمختاری فرهنگی

2خودمختاری اداری

3خودمختاری سیاسی

تاریخ نشان میدهد که خود مختارها (تجزیه طلبان) نخست با ادعای خودمختاری فرهنگی پا به میدان می گذارند که چرا بایس ما در مدارس زبان مادری خود را یاد نگیریم و زبان بیگانه دیگری را یاد بگیریم !

خوب اگر در ایران زبان کنونی زبان رسمی کشور نباشد (زبان کنونی زبان رسمی کشورست نه به خاطر فارسها  بلکه به دلیل اینکه بنیادگذاران اصلی این سرزمین از فارس می آمدند و با متحد کردن مردم مختلف زیر یک پرچم متحد با یک مذهب متحد و زبان متحد و رهبر متحد ایران را به مقام یک کشور بزرگ رسانیدند) بایس زبان دیگری زبان رسمی کشور شود که همه مردم که با لهجه و یا زبانهای مختلف سخن می گویند همدیگر را بفهمند ودر ضمن از بوروکراسی و ورق بازی با زبانهای مختلف و هزینه بسیار برای کشور جلوگیری شود

یعنی ما زبان کنونی که قرنها با هم صحبت کرده ایم ونوشتیم و زندگی کردیم را کنار بگذاریم و انگلیسی یا فرانسه را زبان رسمی کشور کنیم ؟ آیا این منظقی است؟؟ خیر این منطقی نیست

نگاهی به هند کنید با اینکه این کشور فدرال و خودمختاری های زیادی دارد  زبان رسمی انگلیسی را برای همه مردم هند قبول کرده است

آقایان وخانمهای خودمختارطلب

فراموش کردید که بسیاری از رهبران سیاسی و مذهبی واقتصادی ما در ایران زبان مادری آنها ترکی یاعربی است و در مقامهای مهمی هستند؟

در کدام کشور ترک زبان یا عرب زبان یک فارس زبان اقلیت یک مقام مهم دولتی دارد ؟؟ آیا در ترکیه و عربستان هم زبان کردی و یا فارسی را میتوان در مدارس یاد گرفت ؟

چرا آمریکا این حق را برای فرانسوی و اسپانیاییها و دیگران قایل نیست ؟ چرا فرانسه اجازه تدریس زبان عربی را در مدارس نمی دهد ؟

بیایید دروغگو و مردم فریب نباشید و خیال نکنید مردم ایران احمق هستند و نیات واقعی شماها را نمی فهمند

شما فراموش کرده اید که ایرانی بودن و خود حس کردن بالاتر از چسبیدن به یک زبان و فرهنگ است

مگر کسی در ایران یادگیری زبانهای کردی یا عربی یا ترکی یا ... را ممنوع کرده است ؟؟

اینجا خانه ایران است نه خانه زبان و فرهنگ ترکیه یا عربستان  

چه کسانی از خوزستان شدیدترین مقاومت را در برابر صدام عرب که ادعای عرب بودن این منطقه را میکرد کردند ؟ فارسها بودند یا کردها یا بلوچها ؟ خیر حوزستانیهایی بودند که زبان مادری آنها زبان صدام بود ولی قلبشان ایرانی

آقایان و خانمهای خود به اصطلاح مختارطلب شماها به کج راه می روید.

چه کسانی هنگامی که روسها برای گرفتن آذربایجان ایران آمدند با آنها با شدیدترین نحو مقابله کردند؟ فارسها یا گیلکها یا کردها ؟ خیر آذری هایی که زبان آنها هم آذری بود و زیر فشار فارسها بودند !! برای ماندن آذربایگان جنوبی ایران در ایران به جنگ پرداختند تا سرانجام اسف بار برادران آذری آن سوی مرزها برای آنها پیش نیاید و زیر بار دیکتاتوری روسها زندگی نکنند

آقایان و خانمهای خود به اصطلاح مختارطلب نگاهی پیرامون ایران کنید

کدام به اصطلاح کشور که استانی از ایران بوده و هنوز هم نام استان را یدک می کشد و از ایران با جنگ و زور و تزویر جدا شده است وضع بهتری از کشور مادر(ایران) دارد؟

آذربایجان شمالی ایران با الهام حیدر اوغلو علی‌اف ؟

خوارزم (ترکمنستان) یا سغدیان (ازبکستان) یا افغانستان ؟؟

از خواب پا شوید ودر رویا نباشید

زبان ملی باعث اتحاد فرهنگی و نزدیکی مردم ما به هم میشود و این خوبست

تاریخ نشان میدهد که خود مختارها (تجزیه طلبان) پس از رسیده به هدف اول خود یعنی جدا کردن مردم از هم و فرهنگ هم دیگر  با ادعای خودمختاری اداری پا به میدان می گذارند که چرا بایس ما در اداره ها و تصمیم گیریها زبان مادری خود را به کار نگیریم و زبان بیگانه دیگری را به کار بگیریم !

در ایران ما چند زبان و لهجه وجود دارد ؟ حداقل پانزده زبان و لهجه در ایران میتواند بر روی کاغذ بیاید. تصور آن را کنید که هرمطلب اداری به پانزده زبان و یا لهجه مختلف نوشته و قبل از آن ترجمه شود ! خرج و هزینه زمانی و مالی آن را میتوانید تصور کنید ؟ خیر کشور فلج میشود

هند هم زبان انگلیسی را گرفت که از این مشکل راحت شود

نگاهی کنیم به دو کشور بزرگ فدرالیست یعنی آمریکا و کانادا

  میتوان گفت کانادا و آمریکا کشورهای چند ملیتی هستند 

    آمریکا پر است از چینیها و ایرانی ها و عربها و ایتالیاییها و غیره 

 ولی همه به زبان انگلیسی مینویسنند و میخوانند و همه مدارک دولتی هم به این زبان است این دو کشور بسیار اقلیتهای مختلف دارند

آیا کشورهایی که این نقشه را برای منطقه کشیده اند اجازه میدهند کردستانی که با کمک آنها کردستان میشود به ساز خودش برقصد ؟؟

در بروکسل پایتخت به اصطلاح اروپای متحد همه کارهای اداری را به پانزده زبان ترجمه می کنند و این ترجمه گری بزرگترین هزینه برای اروپایبهاصطلاح متحد است زیرا که هیچ کشوری حاضر نیست مدارک را به زبان خود نداشته باشد این یعنی ناسیونالیسم افراطی و مسخره در حالیکه اگر همه قبول میکردند زبان اسپرانتو زبان این اتحادیه شود هم خرجشان میلیونها یورو کمتر میشد و هم هیچ زبانی بر زبان دیگر ارجحیت پیدا نمی کرد ولی چه کنیم که در اروپا هم افراد احمق پیدا میشود !!

تاریخ نشان میدهد که خود مختارها (تجزیه طلبان) پس از رسیده به هدف اول خود یعنی جدا کردن مردم از هم و فرهنگ هم دیگر  با ادعای خودمختاری اداری پا به میدان می گذارند که چرا بایس ما در اداره ها و تصمیم گیریها زبان مادری خود را به کار نگیریم و زبان بیگانه دیگری را به کار بگیریم !و وقتی به هدف دوم هم رسیدهد مرحله سوم را عمل میکنند که چرا بایس استاندار از جای دیگر یعنی دولت فرستاده شودو چرا نبایس احزاب محلی باشند و پرچم خود را داشته باشیم ونکات سیاسی دیگر...

انتخاب استاندار از سوی دولت از یک قوم دیگر برای استان دیگر بهره های بسیاری دارد

نخست اینکه این یک کاری قدیمی و ایرانی است که از زمان هخامنشیان انجام میشد و نتایج خوبی ببار آورد

دوم اینکه  یک استاندار به منطقه دیگر از کشور و مردم و آداب و رسوم آشنا میشود و همینگونه مردم منطقه با او آشنا میشوند

سوم اینکه انتخاب یک استاندار بیطرف از سوی دولت که از مردم آن منطقه نیست تشنج زایی سیاسی در آن منطقه که چندین قوم زندگی می کنند را از بین می برد

چهارم اینکه تجربه نشان داده هر وقت سیاستمداری در یک منطقه بقول ایرانیها "جا بیافتد" نتیجه منفی برای آن منطقه دارد و در و دروازه برای رشوه گیری و رشوه دهی و انحراف سیاسی و مالی ورفیق بازی ها باز میکند و حتی زمانی میرسد که آنها فکر می کنند اصلاً منطقه به آنها و رفقا و خانواده آنها تعلق دارد و یک مافیای سیاسی کم کم بوجود می آید و این برای منطقه و کشور خوب نیست در حالیکه برای یک استاندار و گروهی که او انتخاب میکند وظیفه ای چند ساله است و هیچ کس حاضر نخواهد شد سابقه سیاسی و عزت و احترام و اعتماد مردمی را برای چند سال و به چند نفر بفروشد

نگاهی به کردها کنید

قصه  کردستان قصه تلخ دیگری از سرزمینی جداشده از سرزمین مادر یعنی ایران بر اثر جنگ چالدران با ترکها بود

حال مقامات کردستان تقسیم شده رویای تکه تکه کردن کشورهای ترکیه و ایران و عراق و سوریه و کشور شدن دارد

با نگاه اول ایده جالبی است ولی میان آنچه کردها میخواهند و آنچه شدنی است دو قصه متفاوت است

نخست اینکه اگر هم این کار روزی امکان پذیرد که فکر نمیکنم انجام شود کردستان خود را در میان کشورهایی خواهد دید که او را همسایه ای خوب نخواهند دانست و کردها دایماً در جنگی با اقلیت های خود خواهند بود که از سوی کشورهای اطراف حمایت خواهند شد

دوم اینکه اگر کردها فکر می کنند که کشورهای بزرگ اجازه خواهند داد کشوری تازه تأسیس شده ساز خودش را بزند و دیگران هم به ساز او خواهند رقصید اشتباه میکند و مجبور خواهد بود زیر سایه یک قدرت منطقه ای یا خارج از منطقه برود تا ادامه حیات خود را تضمین کند پس استقلال کامل خود را بایس فراموش کند همانگونه که اکنون نیز کردستان خودمختار وجود دارد زیرا آمریکاییها خواستند بعد از صدام کردستانی خودمختار وجود داشته باشد

مسئله دیگر مسئله میان کردهاست

هنوز مئلوم نیست که کردهای ترکیه چگونه با جلال طالبانی و بارزانی و خانواده های کرد سوریه و ایران رفتار خواهند کرد

حتی مسئله کرد در خود عراق مسئله ای ساده نیست و بسیار کشمکش و نارضایتی هایی وجود دارد

توجه شما را به این مقالات در اینترنت جلب میکنم :

انتصابی عجیب در کردستان عراق/ بارزانی در حال مهیا کردن اسباب پادشاهی خود
"پ ک ک" به مسعود بارزانی هم رحم نکرد !
بارزانی کردستان عراق را قبیله‌ای اداره می‌کند
حیف و میل اموال عمومی و انحصار قدرت نتیجه حاکمیت بارزانی بر اقلیم کردستان

 پایان ماه عسل روابط دو حزب بزرگ کردستان عراق

این امر را پس از استقلال باصطلاح کشورهای آذربایگان و ترکمنستان و ازبکستان از شوروی سابق دیدیم که میان توپی میان آمریکا و روسيه

  سابق تکان میخورند

حال فرض کنیم فردا کردستان بزرگ بوجود آمده است یعنی ترکهای مقیم در کردستان و عربها و فارسهای مقیم کردستان بایس حق داشته باشند پرچم استان خود را داشته باشند و زبان خود آنها در مدارس تدریس شود و مقامات آن منطقه مستقیم از همان منطقه باشند و تمام مدارک نیز به زبانهای ترکی و عربی و فارسی باشد و ،،،

شاید بخواهند یک نظرخواهی کنند و منطقه خود را از کردستان جدا کنند و مستقل شوند

همه آن چیزهایی را که اکنون کردها از دیگران میخواهند

من فکر نمی کنم که کردها این خواسته های دیگر اقلیتها در کشور کردستان فرضی آینده  بپذیرند  

نگاهی به باصطلاح کشورهای عرب خلیج فارس نیز نشان میدهند آنها زیر تسلط آمریکا و انگلیس هستند

آنچه را که من برای یک کردستان کشور شده که بخواهد به ساز خودش برقصد پیش بینی میکنم هرج و مرج داخلی خواهد بود که از درون ریشه می گیرد و از خارج نیز یاری خواهد شد

آیا این آنست که مردم کرد میخواهند کشوری آشوب مانند آنچه لبنان به خود دید ؟

من تنها راه اینکه کردها به آرزوی خود یعنی یک منطقه بودن همه کردها و زندگی در آرامش و بزرگ شدن با زبان و فرهنگ خود را در همان میبینم که قبل از جنگ چالدران و هزاران سال پیش بود یعنی همانی که خود منطقه خود را مینامند "کردستان" استانی از استانهای ایران بودن و زیر حمایت ایران کشوری با ارتشی قوی با فرهنگی نزدیک و هشتاد میلیون پشتوانه مردمی

هر کار دیگر افتادن در دامان یکشور بیگانه خارج از همسایه است تصمیم با خود کردهاست  

این مشکل را در آذربایگان شمالی جدا شده از ایران و خوارزم 0ترکمنستان) و سغدیان ( ازبکستان) نیز می بینیم

حال بایس گفت مرحله سوم باصطلاح خودمختاری مرحله  آخر از جدا شدن از کشورست ولیکن این  یک خیابان یک طرفه از سوی تجزیه طلبان نیست

اگرخودمختاری در زندگی خود میخواهند همه میدانند و میفهمند پس داشتن پرچم جداگانه از پرچم ملی یعنی چه؟یعنی ما تافته جدا بافته از دیگران هستیم ؟ نگاهی کنید به استان خودمختار کردستان در عراق

هر قومی اعتقاداتی برای خود دارد و این اعتقادات به رنگها و سمبولهای مخصوص و مختلف نیز پایان نمی گیرد

رنگها و سمبولهای پرچمی که خود علم کرده اند نیز بر اساس اعتقادات خود آنهاست

پس اعتقادات  و رنگها و نشانها و سمبولهای اقوام ترک زبان و عرب زبان در کردستان کجاست ؟؟ من که چیزی در پرچم منطقه کردستان نمی بینم

آیا کردها به ارمنی ها و فارس ها و ترکهاا و عربهای این منطقه اجازه داشتن پرچم مستقل خود را میدهند ؟

 اینگونه نیست که سی استان دیگرایران قبول کنند که یک استان بخواهد ساز خود را بزند و دیگران به ساز او برقصند و هر مطلبی را از سوی آنها قبول کند زیرا که بسیاری مشکلات اقتصادی و میان خانوادگی ایجاد می کند

اگر استانی بخواهد از ایران جدا بشود، پس افرادی را که در استان تجزیه طلب بدنیا آمده اند  خارجی محسوب خواهند شد و دلیلی نخواهد داشت که ایران آنها را بپذیرد ومردم آنها را با خانواده های آنها راهی آن کشور جدید نکند ؛ این کاریعنی مهاجرتهای میلیونی؛ آیا استان تجزیه طلب آمادگی مهاجرتهای میلیونی و تولید کار و مسکن و دبستان و درمانگاه و دیگر اماکن مورد نیاز آنها را دارد؟ وضع آن کسانی که مغازه و مؤسسه اقتصادی درایران دارند و بایس به کشور جدید بروند چه میشود ؟ وضع باز نشسته ها و کارمندان و کارگران این کشور جدید  که بایس ایران را ترک کنند چه میشود ؟ برای این سؤالها و سؤالهای اینگونه نیز جوابی دارید ؟؟ 

  اگر استانی بخواهد از ایران جدا بشود، دولت ایران حق دارد مرزها وراه های خود را با این استان ببندد و هر گونه رابطه اقتصادی و فرهنگی و سیاسی را با این کشور جدید قطع کند

 اگر استانی بخواهد از ایران جدا بشود،  ایران حق دارد تهدید به قطع رابطه با کشورهایی که این استان تجزیه طلب را به رسمیت بشناسد بکند . آیا مقامات این استان تجزیه طلب فکر میکنند که بسیاری از کشورها در کنار آنها خواهند آمد و دست از ایران نفت خیز می کشند؟؟

  اگر استانی بخواهد از ایران جدا بشود، . ایران یعنی سی استان دیگر که در این استان سرمایه گذاری کرده اند می توانند و حق دارند با شکایت در دادگاه بین المللی تقاضای برگشت این سرمایه گذاری ها را بکنند

 اگر استانی بخواهد از ایران جدا بشود،  دولت ایران میتواند و حق دارد مراقبت و سرپرستی اقلیتهای این استان تجزیه طلب  را در سطح جهانی بپذیرد و این استان تجزیه طلب را برای رعایت حقوق انسانی اقلیت ها زیرفشار بگذارد

آقایان و خانمهای به اصطلاح خودمختارطلب همانگونه که نوشتم این جدایی طلبی یک جاده یک طرفه و بی هزینه نیست

جدا کردن یک منطقه از یک کشور مانند بریدن یک عضو بدن است که خونریزی دارد و عفونت و نقص عضو

حال به وضع خود مختاری و سپس تجزیه طلبی در سطح جهانی بنگریم

سیاست غرب و کشورهای زورگوی دنیا همیشه "تفرقه بیانداز و حکومت کن" بوده است و بهترین راه نیز تجزیه کشورهای بزرگ و ضعیف کردن کشورهای جدید است

کشورهای مهم دنیا که سیاست فدرال دارند و گونه ای خود مختاری دارند کدامند ؟

نیجریه زبان رسمی انگلیسی (150 زبان محلی)

آمریکا (زبان رسمی انگلیسی)

آلمان (ربان رسمی آلمانی)

اطریش (زبان رسمی آلمانی)

اگر به این کشورها نگاهی کنیم میبینیم که اکثر آنها مانند آمریکا یا آلمان یا اطریش یک فرهنگ دارند همه آلمانی یا انگلیسی زبان هستند و در حقیقت اینجا خودمختاری فقط یک مسئله اداری است و نه یک مسئله قومی یا فرهنگی که به تجزیه طلبی برسد

گروه دوم مانند هند و پاکستان و نیجریه کشورهایی هستند که به دلیل زیاد بودن مردم مختلف با فرهنگهای مختلف یک زبان به عنوان زبان ملی و فرهنگی برای همه قبول شده است

آن آمریکایی که سینه چاک میکند و از حقوق انسانی سخن می گوید چرا زبان اسپانیایی را زبان ملی اعلام نمی کند تا اسپانیایی زبانها نیز به زبان مادری خود زندگی کنند ؟

آیا نسخه ای را که برای دیگران مینویسند برای خودشان خوب نیست ؟

همانگونه که نوشتم سیاست خارجی کشورهای زورگو همیشه " تفرقه بیاندارز و حکومت کن" بوده است

من سالهاست که در اطریش زندگی می کنم و این کشور کشوری است که هشت ایالت دارد و فدرال است یعنی حتی هر ایالت خودمختارقانون نویسی برای ایالت خود و اجر اکردن آن می کند

حال همه خودمختار طلب ها و طرفداران فدرالیسم ایران دهانشان آب می افتد و آرزوی این چنین سیستمی را برای ایران می کنند

فکر نمی کنم کسی در ایران کشور اطریش را کشوری بد و غیر دمکراتیک بداند ولی آواز دهل شنیدن از دور خوش است !!

هر پارلمان منطقه فدرال برای هر موضوعی از موضوعات پیش پا افتاده مثلاً چگونه بایس یک سگ را نگهداری کرد و چه دارویی بایس به بچه ها تزریق شودتا موضوع های مهم مانند خانه سازی یا ساختن بیمارستان و جاده را خود تصمیم می گیرد

حال اگر پارلمان مرکزی برای تمامی کشورقانون دیگری تصمیم گیری کند ممکن است این دو قانون متضاد هم شوند

یک پارلمان هم وجود دارد که نماینده های هر منطقه فدرال در آن حضور دارند

این تضاد قانون به این پارلمان فرستاده میشود تا این مشکل حل شود

در این پارلمان گروه تخصصی برای این که سگ را در تمامی اطریش چگونه نگهداری کنیم یا بچه ها را در تمامی اطریش چگونه و با چه دارویی تزریق کنیم تشکیل میشود و ماه ها با هم سر و کله میزنند و در آخر هم یک اعلامیه برای قانون شدن در تمام اطریش بیرون می آید که قانونی آبکی است که هیچ کس را هم راضی نمی کند

حال تصور این را کنید که چهار یا پنج ایالت و منطقه فدرال پنج قانون خود را در پارلمان منطقه ای برای اینکه چگونه بایس یک سگ را نگهداری کرد و چه دارویی بایس به بچه ها تزریق شود را خود تصمیم گرفته باشند چقدر مسئله بغرنج تر میشود

حال این مسئله را به مسایل دیگر در مورد تحصیل یا خانه سازی یا محیط زیست  یا ... گسترش دهیدو تصور کنید چه وضعی در این کمیسیونها پیش می آید

خلاصه مطلب دو قدم به جلو یک قدم به عقب و ماه ها پا در هوا بودن است

افتضاح

نمونه دیگر

یک ایالت فدرال با کشوری همسایه قرارداد بست تا محصولی را به آنجا حمل کرده و بفروشد

برای اینکه زودتر این کالاهای سنگین را برساند پارلمان آن ایالت تصمیم به ساختن جاده ای کشید و به ساختن آن آغاز کرد

هنگامی که به جاده به مرزهای ایالت دیگر رسید پارلمان فدرال آنجا دیگر اجازه ادامه این جاده را بدلیل خراب شدن محیط زیست نداد

این فدرال شکایت به پارلمان میان پارلمانی میکند و پس از ماهها که جاده نیمه کار مانده بود و کارگرها بیکار شده بودند و معلوم نبود میتوانند ادامه کار کنند یا نه پارلمان میان پارلمانی حق را به ایالتی داد که نمیخواست این جاده از ایالتش بگذرد

نتیجه :

آبروریزی کشور در مقابل کشور دیگر

هدر شدن میلیونها یورو برای جاده نیمه کار

ماه ها بی تکلیفی

ماه ها مشاجره و مذاکره بی نتیجه

مثال دیگر :

هر اطریشی ملیت اتریش و هویت ایالت فدرال خود را دارد

نخست هر ایالت و مسئولان آن وظیفه یک زندگی مناسب یعنی تأمین خوراک و پوشاک و درمان و تحصیل و خانه و ... را دارند

ولی از آنجایی که همه ایالت ها ثروتمند نیستند و نمی توانند تمامی این امکانات را تأمین کنند بسیاری از مردم ایالات دیگر به ایالتهای دیگر میروند و از امکانات لازم مانند خانه و تحصیل و درمان بهره مند میشوند ولیکن مردم زاده شده در این منطقه بسیار خشمگین میشوند که چرا آنها بایس خرج این افراد را بکشند زمانی که مسئولان آن ایالت وظیفه خود را انجام نمی دهند واین مسئله نارضایتی و خشم و تشنج بسیارمیان افراد ایالتهای مختلف بوجود آورده است ولی از آنجایی که هویت اطریشی هم دارند نمیتوانند این خدمات گران قیمت را به آنها ندهند

حال عده ای می خواهند این کار را برای ایران با سی استان فدرال کنند !!؟؟

تجربه بیش از سی سال زندگی در یک کشور فدرال را به شما میگویم : افتضاح

ولی بدبختانه از آنجایی که گروه های مختلف از این سیستم سودجویی میکنند و مانند فئودالها زندگی خوشی میگذرانند اجازه هیچ تغییری نمی دهند

نقشه و برنامه ای مخفی که آمریکا واسراییل و غرب برای منطقه ایران و شمال آفریقا کشیده بودند چندی پیش فاش شد و خشم مقامات این کشورها را برانگیخت

 نام این نقشه مخفی برای تکه تکه کردن کشورهاست Yinon

در اینجا نقشه سیاسی ایران نیز تغییر کرده است ولی بگونه ای که غرب میخواهد

می بینیم که بلوچستان و کردستان و آذربایگان و خوزستان از ایران جدا شده اند و به مناطق دیگر متصل شده اند

حال سوال این است:

 

در اینجا بایس پرسید اگر تقسیم کشورها بر مبنای زبان درست است پس چرا بلزیک یا سویس را تکه تکه نمی کنند ؟؟

بر چه اساسی و منطقی این مناطق از ایران جدا شده اند ؟

اگر این تغییرات نقشه سیاسی ایران بر اساس مطالب و مدارک تاریخی  و سرزمین مردم باشد پس نه تنها این مناطق نبایس از ایران جدا شوند بلکه بایس خوارزم و سغدیان یعنی ترکمنستان و ازبکستان و آذربایگان شمالی نیز به ایران اضافه شوندزیرا که از لحاظ تاریخی به ایران تعلق داشتند.

اگر این تغییرات بر اساس مطالب و مدارک فرهنگی و ریشه های فرهنگی است پس بایس افغانستان و بلوچستان و تاجیکستان و کردستان به ایران بپیوندند زیرا که ریشه همه این زبانها یکی است

اگر میگویند این تقسیمات بر اساس زبان است و میخواهند (دروغ) همه مردم هم زبان در یک منطقه با هم زندگی کنند پس چرا همه کشورهای عرب زبان را یکی نکرده اند ؟

میدانید چرا ؟ براینکه یک امپراطوری بزرگ با نفت میشود و این چیزی نیست که آنها میخواهند پس معلوم میشود این تقسیم بندی ها بر اساس زبان و فرهنگ یا تاریخ مشترک و مذهب و غیره نیست و فقط میخواهند یک سری مردم ساده لوح را بازیچه دست خود کنند تا با شعار خودمختاری و در آینده تجزیه طلبی به مقصود خود برسند

اگر واقعأ سخن از آزادی است چرا انگلیس با زور و تهدید نمی گذارد ایرلند شمالی را که تصرف کرده به ایرلند جنوبی بپیوندد؟

چرا انگلیسیها اسکاتلند که زبان او نیز زبان دیگری است و میخواهد از اتحاد بریتانیا جدا شود تهدید می کند؟؟

پس چرا نمی گذارند منطقه صرب نشین در بوسنی و منطقه کروات نشین در بوسنی که خواستار پيوند به کرواسی و صربستان هستند به اِين دو کشور بپيوندند ؟؟ خوب اينها هم اقليت هستند و ميخواهند به کشوری بپِوندند که آکثريت آنها فرهنگ آنها را دارند ؟ خير اروپا و آمريکاهر جا به نفعشان باشد از پيوند اقليتها در يک جا صحبت مي کنند و هر جا به نفعشان نباشد مخالفت مي کنند

اگر بر اساس سیاست واقعی است پس چرا دست به اسراییل نزده اند ؟ حق و حقوق فلسطینی چه شد؟؟ خنده دار و جای تأسف است که بعضی ها درایران این تله خودمختاری می افتند

اگر از لحاظ مذهبی این تقسیمات آرزویی انجام گرفته است پس چرا شیعه های عراقی و آذربایگان شمالی و غیره در منطقه را از ایران جدا کرده اند؟

نه خواهران و برادران عزیر این تقسیمات را فقط بر یک اساس کرده اند ؛ منافع اروپا و آمریکا و بس

آنها نه دلشان به حال کردها میسوخت و میسوزد (اگر میسوخت سالها با صدام برای سرکوبی کردها هم کار نمیشدند و وقتی کشتار گازی کرد عکس العملی نشان میدادند) اگر آنها دلشان به حال عربها میسوزد و میسوخت مردم عرب منطقه را زیر نفوذ دست نشانده های سران خودفروخته و خائن نگه نمیداشتند و اگر دلشان به حال آذربایگانیها میسوخت یک حکومت دیکتاتوری در آذربایگان شمالی علم نمی کردند

 

تنها راه خوب و راحت زندگی کردن در این منطقه قوی بودن است و قوی بودن یعین تمامی مناطقی که تاریخی و فرهنگی در زیر پرچم ایران بودند باز به زیر این پرچم آیند و با زبانی ملی و دولتی یگانه و ارتشی یگانه و قوی در کنار هم زندگی کنند تا مورد طمع قرار نگیرند 

همانگونه که میبینید سخن از خودمختاری در زمانی که دنیا یک جنگل است

و پر از زورگوی اشتباهی تاریخی و احمقانه است

این اشتباه را نکنیم

 (به مقاله  " ناکارایی فدرالیسم: پندهایی از کشورهای فدرال" در اینترنت  توجه کنید)

مجید بهرام بیگی

اگوست 2012  

http://www.majidbahrambeiguy.at/arya-bahram-neveshte-ha-texts-textes-texte/empty(52).html

 

Nach oben