چرا این سایت انترنتی را در سال 1387ساختم ؟

درست کردن صفحه های اینترنتی در خانه کامپیوتری نه تنها وقت می برد، بلکه بایستی توانایی علمی و عملی برای آن را هم داشت یا اینکه کسی دیگر آن رادرست کند و آن هم دو برابر وقت و هزینه می برد

.مسئله دوم این است که درست کردن صفحه اینترنتی یا هوم پیج باید دلیلی داشته باشد و فقط درست کردن آن با پر کردن مطالب بیهوده چیزی جز هزینه برداری و وقت گیری نیست

.دلایلی وجود داشت که من را به این کار وادار کرد که این کار را خودم بکنم و یکی از آنها هم تشویق دوستان و حمایت آنها از عقاید من بود

نخست معرفی خودم
دوم گردآوری اطلاعات فرهنگی در مورد بنیادهای فرهنگی ایران در یک جا در اینترنت با زبانهای مختلف

سوم

 جستجوی راه حل ها و پیشنهادهای مناسب برای مشکلات فرهنگی و ایرانی گرایی

اینترنت را اگربتوانیم دستگاه بنامیم دستگاه خوبی است و از آن میتوان به صورت مفید استفاده کرد. صفحه اینترنتی من در واقع کارت شناسایی من در سطح جهانی است ودر واقع صفحه اینترنتی من ، زندگی من و کارهای من را به میلیونها انسان که با خط و زبان فارس عربی زندگی می کنند می شناساند؛ چه در ایران و یا سایر کشورها ، و با گذاشتن صفحه های خود به زبانهای فرانسه و آلمانی و انگلیسی این شناسایی را به میزان بالایی بالا بردم و به وضوح و آشکار می توان گفت که میلیونها انسان قادر خواهند بود مرا بشناسند واز عقیده های من ، کارهای من در گذشته و برنامه های من در آینده آگاه شوند

.به عنوان یک ایرانی بسیار واضح است که به فرهنگ خود علاقه داشته باشم.علاقه داشتن یعنی دانستن اینکه این فرهنک از کجا آمده ، در چه وضعی می باشد و به کجا می رود
متأسفانه پس از حمله اعراب به ایران ، فرهنگ ایرانی رشد طبیعی خود را از دست داد و به یک فرهنگ فارس عربی تبدیل شد. این کج راهی را می توان در تمام سطوح فرهنگی از زبان وخط تا معماری و موسیقی و ... دید. یک فرهنگ مخلوط که نه عربی و نه ایرانی است (با مطالعه بخش های مختلف قسمتهای فرهنگی بهتر به این نکته ها آشنا خواهید شد). اینجا سعی شده با توجه به تاریخ ایران و تمدن آن قبل از هجوم اعراب راه هایی پیشنهاد شود که آن بخش های تمدن ایرانی و جامعه کنونی که به عرب گرایی یا غرب گرایی آلوده شده وصدمه خورده اند را پاکسازی و نوسازی شود

.اعراب با حمله به ایران فقط قصد سلطه جویی اقتصادی و سیاسی بر ایران را نداشتند بلکه هدف آنها نابودی فرهنگ غیر اسلامی ایران نیز بود،فرهنگی که به آن حسادت می ورزیدند و هنوز هم حسادت می ورزند
فرهنگی که ازآن احساس حقارت می کردند و می کنند. کتابخانه سوزی ها ، سخت گیری های زیاد برای کسانی که می خواستند به پارسی بنویسند و بخوانند نشان دهنده حقیقت گفتار من است. این کینه توزی و حسادت هنوز که هنوز است در میان بعضی از آنها وجود دارد و ادعاهای مسخره مانند از خود دانستن رجال فرهنگی ما مانند رازی یا فارابی یا سینا یا ادعاهای سیاسی مانند از خود دانستن جزیره های ایرانی و یا ادعاهای اقتصادی ، هم پیمان شدن با دشمنان میهن ما نشان دهنده این است که در میان این قوم ما دوستان زیادی نداریم و باید دشمنان دوست نمای خود را خوب بشتاسیم و برای آنها پرونده ای مخصوص باز کنیم و با آنها از موضع قدرت رفتار نماییم.بعضی ها هم سرزمین خوزها را عربی نامیدند در حالیکه این سرزمین عرب نبود وبا زور و مهاجرتهای مکرر عربگرا شد که به امید خدا تصحیح میشود

راستی مگر همین خوزهای ما نبودند که شدیدترین سیلی ها را به صدام عرب زدند ؟ پس چرا سربازان و برادران عرب!! به زنان عرب در خوزستان تچاوز کردند؟

این امربرای ترکها هم صادق است که با ادعاهای مسخره مانند ترک دانستن زرتشت !! و مولانا !! یا ادعاهای مسخره تو خالی سیاسی مانند آذربایجان ترک !! می خواهند برای خود کلاهی بدوزند در حالیکه تنها نام پارسی این سرزمین یعنی آذربایگان، خود به تنهایی نشان دهنده ایرانی بودن آنست و تنها خود را مسخره می کنند - اگر بازهم حرف مرا قبول ندارند تاریخ بخوانند تا بفهمند چگونه روسها با جنگ و زورآذربایگان شمالی را ازکشور مادر جدا کردند

: راستی سژال من از بعضی ها این است
آِیا ما عربها و مغولها ،یا ترکها را به ایران دعوت کرده بودیم ؟؟

اعراب و ترکها مانند داعشی ها و دیگر گروه های تروریستی که سوریه و عراق را به خاک و خون کشیدند و سر بریدند هنوز هم مستقیم  و غیر مستقیم دست آنها را برای این جنایات باز می گذارند ایرانیان را نیز به همین گونه رفتار کردند کتابخانه ها سوزانیدند و آنچه را که ایرانی و غیر اسلامی می دیدند نابود کردند آری آنها میخواستند فرهنگ ایران زمین را نابود کنند و هنوز هم این آرزو را دارند ؛ این آرزو را میتواند در رفتار و گفتار رهبران سیاسی در ترکیه  و آذربایجان شمالی ایران و عربهای خلیج  فارس میتوان دید

ترک تبارها سغدیان  سرزمین قدیم ایرانیها را ازبکستان و خوارزم را ترکمنستان می نامند همانگونه که میخواهند رجال فرهنگی ایران را نیز بدزدند و با نام خود معرفی کنند

شرم آورست 

اعراب و ترکها مناطق ایرانی را با یاری دیگر بیگانگان با جنگ و زور تصرف کردند ، با زور وتهدید عرب و ترک گرایی کردند ، بگونه ای که به مهاجرت دیگر اقوام ایرانی از این مناطق انجامید وبا تولید نسل زیاد درهر خانواده برای خود جمعیت ساختند و حال ادعای اکثریت و مالکیت میکنند !! خنده دار است این مانند آن است که کسانی در خانه کسی را بشکنند و با زور و تهدید در انجا خانه نشین شوند و پس از مدتی که تعداشان زیاد تر بود بگویند ما اینجا در اکثریت هستیم صاحبخانه باید برود و بعد ادعا کنند که این خانه همیشه به آنها تعلق داشته است !! همانگونه که ما این حق را برای اسراییلی ها قبول نداریم برای خود و هیچکس دیگر نیز قبول نمی کنیم. حق و مالکیت باید حق و مالکیت بماند و می ماند

این حسادت و دشمنی حرف تازه ای نیست که من بگویم ؛ حتی فردوسی هم از آن سخن می گوید. تحسین از فرهنگ با شکوه ایران را من نمی گویم که آنها حسادت بورزند و انها را دروغ بشمارند و مرا افراطی و ملی گرای بنامند بلکه از زبان دشمنان خود ما یعنی تاریخ نویسان یونانی که حداقل افرادی راست نویس ، هنردوست و عاقل و صادق بودند می آید که ایران قبل از اسلام را همانگونه که بود برای آیندگان نقل کردند.پس ما باید خوب مراقب دشمنان دوست نمای باشیم

:حرف من به بیگانگان و دوستان  درونی آنها این است

:سیاست شما این است که

آنچه به ما تعلق دارد مال ماست ، آنچه که مال ایران است در باره اش صحبت می کنیم
:این سیاست مرده است سیاست جدید ایران این است
آنچه که به ما تعلق دارد مال ماست ،آنچه که به شما تعلق ندارد در باره اش صحبت نمی کنیم

آنهایی که ایران قبل از اسلام راکوچک بشمارند یا بی سواد هستند یا خود را به بیسوادی میزنند ویا دشمن این مرزو بوم هستند در هر حال افرادی قابل اعتماد نیستند
نوشتن اینکه ما خود مشکلات فرهنگی داریم نشان دهنده صداقت ، راست گویی وافراطی نبودن من است. هدف این است که با نقل قول از تاریخ نویسان و با آنالیز وضعیت بنیان های فرهنگی خود مانند خط و زبان و موسیقی راه حل هایی برای ایرانی گرایی انها انجام شود.حرف من به این بیگانه پرست درونی آنها این است

اگر به تاریخ و فرهنگ ملی ایران علاقه ای ندارید پس در ایران چکار می کنید؟

مگر کسی شما را مجبور به اقامت در کشوری کرده که به فرهنگ ملی آن علاقه ندارید؟

چرا نمک میخورید و نمکدان می شکنید ؟ چرا آن دستی که به شما آب و خوراک میدهد زخم می کنید؟ چرا این اندازه نمک نشناس و بیگانه پرست هستید؟

مگر کم هستند کشورهای ترک و عرب زبان؟ چرا به پیش هم ملیتهای خود مهاجرت نمی کنید و خود و بقیه ایران را راحت نمی کنید؟ آن زمان که دیدید چگونه از شما "با آغوش باز" استقبال میکنند به ارزش ایران پی میبرید که همواره تا حالا پناهگاه بی پناه ها بوده است

وقتی من از اعراب خلیج فارس و ترکها سخن می گویم منظور دولتهای این مناطق است ونه مردم این مناطق

ما ایرانیها با تجربه سلطنتی میدانیم که سیستمهای سیاسی یک مطلب است و مردم زیر سلطه مطلب دیگری است

مردم این مناطق هم مانند هر ایرانی چیز جز سلامتی و موفقیت برای خود و خانواده شان نمی خواهند یعنی یک سقف داشته باشند و آبو خوراک و دارو درمان باشد و بچه هایشان هم نحصیل کنند و ازدواج و نوه های خود را ببینند

 

در حال حاضرایرانی گرایی و اشتیاق روزافزون و به حق مردم ما به استقلال سیاسی واقتصادی و فرهنگی در جامعه به شدت احساس می شود و مسئولان باید به این امر توجه داشته باشند که اشتیاق شدید مردم به استقلال فرهنگی از بیگانگان فقط شامل فرهنگ های انگلیسی و فرانسوی وآمریکایی و اروپایی نمی شود بلکه شامل فرهنگ ترک وعرب نیز میشود. بعضی از مسئولان به اشتیاق ایرانی گرایی درمیان مردم توجه نمی کنند (نا خواسته یا خواسته !؟) یا هنوز تفاوت اسلام که دینی خدایی و جهانی و فرهنگ بیگانه عربی را نفهمیده اند یا خود را به نفهمی میزنند و یا آنهایی که سنگ در راه ایرانی گرایی می اندازند بدانند که همانگونه که نسل ما در مورد پادشاهان و رجال قاجارو پهلوی قضاوتی متفاوت با رجالی چون امیرکبیر،شاه عباس ،مصدق می کنند ؛ نسلهای آینده نیز در مورد آنها قضاوت خواهند کرد که آیا ایرانی یا بیگانه پرست بودند و قضاوت نسلهای آینده مانند مهری ابدی برپیشانی و نام آنها خواهد خورد.

اینها همان هایی هستند که زیاد حرف میزنند وکم عمل می کنند.اینها همان هایی هستند که فکر می کنند که برای مثال سخن گفتن یا نوشتن در باره خط و زبان کنونی ارث پدری آنهاست و فقط آنها حق قضاوت را در این مورد را دارند و اکثر هم همانهایی هستند که به صندلی و مقام خود مانند جان خود چسبیده اند وبه مقام دکتری خود مینازند و با اینکه خود به مشکلات خطی و زبانی زبان فارس عربی کنونی آگاهند حاضر به هیچ تغییراساسی در این خط و زبان نیستند . مانند دکتری که میداند بیمارش به عمل جراحی احتیاج دارد و به او آسپیرین برای دردش میدهد که او پیش یک جراح نرود و او پول خود را بگیرد

می خواهم به آنها بگویم مگرفردوسی دکترا داشت که زبان ما را از مرگ حتمی نجات داد !؟

خط و زبان و موسیقی ونقاشی ودیگر بنیاد های فرهنگ ایران به همه مردم ایران تعلق دارد و همه حق رأی و حق انتقاد از آن دارند ، چه خوزباشد

چه آذری ،چه کرد باشد چه فارس ، چه بنا باشد چه کارگر، چه استاد باشد چه دانشجو

                                                                  

                                                                                     درهوم پیج خودم بخشی را به زبان ایرانی اختصاص دادم زبانی را که خود پایه گذاری کردم با الفبایی جهانی ، با دستور زبانی کاملأ ایرانی و فقط با لغتهای ایرانی

هر چه در باره فرهنگ ایران و اجزای آن (36) به زبانهای فرانسه و آلمانی و فارس عربی ( زبان و خط کنونی ما) نوشتم را به زبان و خط بین المللی ایرانی نیز نوشتم تا ثابت کنم که این امکان وجود دارد و کسی نتواند بگوید امکان ندارد با الفبا و خط و زبان جدید زندگی نوین فرهنگ واقعی ایران را شروع کرد بلکه عده ای هستند که بدلایل اقتصادی و مقام فرهنگی خودشان نمی خواهند این ملت ، ملت ایران فرهنگ مستقل خود را داشته باشد این افراد کسانی هستند که یا با فرهنگ ایران دشمنی دارند یا خودباخته فرهنگ عربها هستند

ملت ایران ، این افراد را زیر ذره بین بگذارید

آنها می گویند با تغییر خط ولغات از فرهنگ قدیمی خود بریده میشویم

واقعأ خنده دار است گویی در ایران مردم شیفته کتابهای دوره زند و افشاریه هستند و روز و شب این کتابها را می خوانند ( اصلأ اکثر مردم ایران میدانند کتابهای این دوره چه هستند ؟؟)

دوم اینکه ما میتوانیم کتابهای خوب و با فایده این دوران ایران را به خط و زبان ایرانی ترجمه کنیم همانگونه که فرانسوی ها کتابهای صادق هدایت را ترجمه کرده اند

خیر اینها همه بهانه است این افراد منتقد واقعی نیستند زیرا اگر بودند به انتقادات بزرگان فرهنگ و ادبای ایرانی که از این وضع زبان کنونی می نالیدند ومی نالند توجه میکردند

این عده همانگونه که گفتم عده ای هستند که بدلایل اقتصادی و مقام فرهنگی خودشان نمی خواهند این ملت ، ملت ایران فرهنگ مستقل خود را داشته باشد این افراد کسانی هستند که یا با فرهنگ ایران دشمنی دارند یا خود باخته فرهنگ عربها هستند زیرا که همه این حرفهایشان ربطی با اسلام ندارد

مگر اندونزی ها مسلمان ندارند ؟ مگر فرانسویها و آمریکاییهای مسلمان وجود ندارد ؟؟

بخشهای مختلف از پایه های فرهنگ و تمدن ایران نوشته شده است ولیکن این بخشها به توضیح این هنرها نمی پردازد زیرا که بسیار در باره آنها نوشته شده است بلکه به وضع آنها و به کمبودها  و نقص ها و راه حل هایی برای برطرف کردن آنها پیشنهاد شده است این فرق کار من با دیگران است 

در کشور ما دربسیاری از موارد مانند صنعت و علم و دانش پیشرفتهای بسیار خوبی کردیم و اینها را مدیون انقلاب و جوانان و تلاش آنها هستیم که

ما را از زیردیکتاوتوری شاه و هم پیمانان کثیفش آزاد ساختند ولی بسیاری از موارد خصوصاً در بخش اجتمایی و فرهنگی خوب پیش نمی رود و بایس با انتقادات سازنده این کج رویها را برطرف کرد. ولی این انتقادات بایس در مثلث سرخ قرار داشته باشند

اول اینکه انتقادات سازنده باشند ونه مخرب یعنی اینکه با انتقادات خود به پیشرفت کشور فکر کنیم و نه به قصد تخریب دولت و شخص مسئول

دوم اینکه نبایس انتقادات به دشمنان ایران کمک کند که ایران را در داخل و خارج و در صحنه بین المللی ضعیف کنند و بایس به شدت از هماهنگی و کار مشترک با کشورهایی که دشمنی آنها پس از سالها برای ما روشن است پرهیز کرده و به آنها هشدار داد که انتقادات مسئله ای خانوادگی و داخلی است و نبایستی آنها بر این موج انتقادات سوار شوند و فکر کنند با آلوده کردن آب میتوانند ماهی بگیرند

سوم اینکه انتقادها بایس با پیشنهادها همراه باشد زیرا که انتقاد سازنده نمیتواند بدون پیشنهاد سازنده باشد

این سه ضلع مثلث سرخ است که انتقادها بایس در آن انجام بگیرد و نبایس از آن بیرون رود. ما ایرانیان نمی خواهیم با انتقادات خود زمینه را برای دخالت بیگانگان در کشور فراهم کنیم یا خود به عنوان سرباز یا ستون پنجم آنها تبدیل شویم زیرا این یعنی خیانت

.مردم ما بایس بدانند که دولتها و رژیمها اگر برای مردم خوب کار نکنند می آیند و میروند و این ایران است که می ماند

.تاریخ ما نشان میدهد که ایرانیها با هر رژیم و دولت، راه خود را کم کم انتخاب می کنند وعوامل بیگانه را با گفتار و پندار و رفتارغیر ایرانی آنها را در جامعه خود حل می کنند

خشونت که به کشتار و ویرانی می انجامد راه گشای حل مشکلات نیست و بایس از آن پرهیز کرد و تنها با انتقادات سنگین و گفتگوهای صریح و رک و راست ولیکن در حدود مثلث سرخ میتوان به پیشرفت اجتمایی کمک کرد

.دشمنان ایران نه به این دولت و نه آن دولت ، نه به این رژیم و آن رژیم در ایران اهمیت میدهند آنچه که آنها میخواهند نابودی و تکه تکه کردت ایران با همکاری یک مشت مزدور و خاذن است

مگر دولت مصدق دولتی اسلام گرای بود که آن را سرنگون کردند ؟ مگر رژیم پهلوی رژیمی اسلامی بود که رهایش کردند ؟

.عده ای از دوستانم بمن انتقاد کردند که با این روش، من راه را برای آنهایی که با ایران گرایی فرهنگ ایران مخالفت می کنند باز نکه میدارم و خیالشان را راحت میکنم، اما اینگونه نیست

.نخست اینکه با رعایت مثلث سرخ هر گونه بهانه و اتهام این افراد دیگر امکان پذیر نخواهد شد

دوم اینکه با هر گونه مخالفت با ایران گرایی قیافه ارتجاعی و ضد ایرانی خود را به مردم ایران نشان خواهند داد و نام آنها در پرونده ضد ایرانیها خواهد رفت و مردم آنها را خوب خواهند شناخت و در موارد مختلف در باره آنها تصمیم گیری لازم را خواهند کرد

سوم اینکه این افراد و گروه ها کم کم ولی حتماً در جامعه ایران منزوی خواهند شد و در آخر نیزحذف خواهند گردید زیرا که مردم به آنها به نگاهی اجنبی خواهند نگریست که دل آنها برای ایران نمی تپد و نام خود را برای همیشه در تاریخ ایران ننگین خواهند کرد

    .چهارم اینکه "مقاومت مثبت و مدنی" یعنی عدم هرگونه همکاری اجتمایی و اقتصادی و فرهنگی وسیاسی با این افراد و دولت حق هر ایرانی است

در اخر میخواهم از خواننده بخواهم که اگر اشتباه لغتی در متنی یا مقاله ای دیدند ، به جای س ، ص یا ث آمده بود ببخشند زیرا که با حجم زیاد کار اشتباه پیش می آید و فقط خداست که اشتباه نمی کند

  به دلیل حجم زیاد سوالات و نبودن وقت جوابگویی به همه آنها و برای جلوگیری از جملات زشت و نفرت انگیز بیگانه پرستان داخلی و خارجی تصمیم به حذف " سخن با ما" و " رابطه با ما " گرفتم

 این سایت برای ایران است وبس و اجباری برای خواندن آن هم نیست 

در پایان

خانه رایاینه ی من یک باغ پر از گل های رنگارنگ از علم و هنرست ؛ در آن قدم بزن و لذت ببر

مجید بهرام بیگی

Nach oben