آلمان و فرانسه و صنعت کهنه خودرو سازی آنها

اخطار و هشدار به مسئولین ایرانی

شاید با خواندن این تیتربه تعجب بیفتید ولی پس از خواندن این مقاله و کاوش های خود به این مطلب پی می برید که این تیتر حقیقت کامل است

 

این مقاله هم چنین یک اخطار و هشدار به مقامات جمهوری اسلامی و صنایع ایران است که با قراردادهای سنگین و خرید خودروهای آلمان و فرانسوی سرشان کلاه میرود

 

در این مقاله به وضع آلمان بسنده می کنم هرچند وضع خودرو سازی فرانسه بدتر از آلمان است

 

آلمان یک کشور بسیار مدرن صنعتی است ؛ مردم این کشور بسیار کوشا و با دیسیپلین کار و زندگی می کنند و این در دنیا به حق شناخته شده است

 

صنعت خودروسازی آلمان در اواخرقرن نوزدهم و با شخصی به نام کارل بنز آغاز گشت و میتوان گفت که اکنون یک میلیون نفرمستقیم و صدها هزار به گونه غیر مستقیم با این صنعت بسته هستند و موتور صنایع آلمان صنعت خودرو سازی است

 

خودروهای آلمان و شراکت آنها با ساخت و سازخودروهای دیگر بسیارند

 

فولکس واگن (ماشین مردم به آلمانی) از ایده های حزب ناسیونال سوسیالیست هیتلر بود که شعارش " هر آلمانی یک ماشین" بود که خودرویی بسیار مقاوم و خوب ساخته شد برای همه آلمانی ها

 

فولکس واگن نقش اصلی در ساخت خودروهای دیگر در کشورهای جمهوری چک (اسکودا) و ایتالیا ( پورشه و بوگاتی و دوگاتی ) و اسپانیا " سه آت " دارد

 

بعد از " بنز" و " فولکس واگن" می رسیم به " اوپل " و" ب ام و" و " آودی "

میتوانید تصور کنید که این صنعت چه اهمیتی برای آلمان میدارد ؟؟

 

ولی صنعت خودرو سازی در جهان در حال تحول است و آن چیزی که باعث قدرت آلمان شده بود یعنی صنعت خودرو سازی اکنون به بزرگترین مشکل آنها تبدیل شده است ولی هر کس که آلمانیها را بشناسد میداند که آنها هیچوقت مشکلات خود را به روی میز مصاحبه و گفتگو نمی آورند و در پنهان سعی بر حل این مشکل می کنند ؟؟

 

حال از خود سوال می کنید که چرا صنعت خودروسازی آلمان یک مشکل شده است و این صنعت صنعتی کهنه و قدیمی و نامناسب برای آینده است ؟

 

دلایل زیادی وجود دارد

 

دلیل اول محیط زیست است

 

محیط زیست قانون انسانی و تصویب شده در مجلس و پارلمان نمی شناسد بلکه قانون خود یعنی طبیعت را میشناسد و قانون طبیعت در سال 2015 میلادی می گوید دیگر بس است من توانایی تولید و نگهداری هوای پاک و تمیز را برای مردم کره زمین ندارم

 

نگاهی کوچک به وضع خود ما در ایران و هوای کثیف این مطلب را نشان میدهد

 

هوای کره زمین هر سال گرم تر و گرمتر میشود و در نتیجه یخهای قطب ها آب شده و سطح آب دریا بالا آمده و بسیاری از جزایر حتی از روی نقشه کره زمین محو میشوند

 

البته این یک مشکل جهانی است

تمام شهرهای بزرگ دنیا مانند مکزیکو و پکن و مسکو نیویورک و غیره نیز از این مشکلات مانند تهران رنج می برند

 

2 دلیل دوم شناخت ، فهمیدن و قبول این مشکل از سوی مردم و به خصوص نسل جوان و جدید بدلیل دسترسی به ساتلیتها  و اینترنت است که در قدیم وجود نداشتند

 

 3 خرج و هزینه بالای ادامه این روش رفت و آمدی برای اجتماع و این باعث مشکلات و بیماریهای بسیار زیاد و در نتیجه بالا رفتن هزینه دولتها میشود

 

 4 خودرو و نگهداری و هزینه های آن به یک کالای گران تبدیل شده است که دیگر جوانان که با مشکلات نبودن کار و خانه روبرو هستند حاضربه خرید آن نیستند و اگر هم بخرند خودروی نو نمی خرند یعنی خودروی تولیدی جدید خریداری ندارد

 

هم اکنون مردم اروپا و آمریکا و دنیا در صدد پیدا کردن آلترناتیوهای دیگر هستند

 

الترناتیو اول نام خودمختاری حرکت و جنبش را دارد یعنی اینکه اشخاص از خو.د می پرسند برای حرکت و جنبش در جامعه به چه احتیاج دارم ؟ و آنها به سوی این دستگاه ها میروند

 

اولین دستگاه مطرح دوچرخه است

در بسیاری از کشورهای اروپایی مانند دانمارک و هلند تعداد دوچرخه از خودرو بیشترست !! چرا ؟ برای اینکه دوچرخه نیازحرگت و جنبش را در جامعه برای بسیاری از آنان اجرا می کند

 

کسی که در خانه کار میکند و یا محل کارش نزدیک است به دنبال خرید خودرو نمی رود

 

دومین دستگاه موتور است

در بسیاری از کشورهای اروپایی مانند فرانسه و بلژیک یا آسیایی مانند هند و چین  تعداد موتورها بسیاربسیار زیادست ! چرا کسانی که محل کار آنها کمی دورتر است تحمل خرید یک  خودرو را به گردن نمی گیرند بلکه موتور دو نفره می خرند

 

سومین و چهارمین و پنجمین دستگاه های حرکت عمومی مردمها تراموای ، مترو، اتوبوس میباشند

 

در بسیاری از کشورهای دنیا مردم با خرید کارت رفت آمد ماهانه در شهر میتوانند هم زمان ازاتوبوس و مترو و تراموا بهره برداری کنند و قیمت این کارتها با مقایسه هزینه خودرو شخصی و مشکلات و دردسرهای آن بسیار پایین است

 

استفاده از این وسایل رفت و آمد مانند این است که من راننده شخصی دارم که من را از نقطه " آ " به نقطه  " ب "  و من کاری نمی کنم

 

ششمین وسیله رفت و آمد تاکسی میباشد که از لوکس ترین وسیله های رفت وامد میشود

 

هفتمین وسیله رفت و آمد هم قطار شهری + بیرون شهری میباشد

قطاری که مردم را از صد کیلومتری شهر به مرز شهر میرساند و از اینجا مردم از اتوبوس  و مترو و تراموا استفاده می کنند

 

پس ما هفت دستگاه یا وسیله برای جنبش عمومی مردم در جامعه میداریم

 

پس عجیب است چرا مردم خودروی شخصی می خواهند در حالیکه در هر وضعی که باشند میتوانند بدون خودروی شخصی هم به کار خود برسند؟؟

 

متأسفانه تبلیغات بسیاروسیع  وهدف مندانه برای یک سری از سودجویان که برای شرکتهای بزرگ تولید کننده خودرو در داخل و خارج کار میکنند میخواهند اینگونه درمغز مردم فرو کنند که " بدون خودروی شخصی نمیشود زندگی کرد " یا " کسی که خودرو شخصی ندارد گدا و بدبخت و شخصیت ندارد"

 

البته با دلایلی که در بالا شرح دادم میدنید که دروغ است ولی بسیاری از مردمی که سطح بالای تحصیل ندارند و بسیار سطحی به زندگی نگاه می کنند اجازه هیپنوتیزم شدن خود را به این اشخاص میدهند

 

مردی که به خواستگاری میرود و ماشین نداشته باشد گویا برای بعضی خانواده ها و دخترها آدم نیست و حاضر به ازدوج نمیشوند !!

 

اینگونه افراد احتیاجی به ازدواج هم نخواهند داشت زیرا دیر یا زود با هوای کثیفی که استنشاق می کنند بیشتر در بیمارستان ها و مطب دکتر خواهند بود تا در خانه شوهری

 

این تبلیغات را در چین پس از سیستم کمونیستی و شیوع کاپیتالیسم  نیز وسیع انجام دادند و مردم را به سوی خرید خودروها تشویق کردند نتیجه چه شد ؟

 

در پایتخت چین نمیشود نفس کشید و شرکتها مراکز خود را از شهرها بیرون میبرند و متخصصان خارجی دیگر حاضر نیستند در پکن کار کنند یا بایس مبالغ بسیار زیادتری به انها پرداخت شود

 

دولت چین ترمز تولید و فروش خرید خودروی شخصی را کشید

 

در چین 2015 تعداد تولیدات خودرو در کل ( با حساب شرکتهای تولید کننده مختلف) در سال مشخص و تعیین شده است و قرعه کشی میشود و فقط از هر ده نفر یک نفر میتواند دارنده ماشین شود و این ماشینها با تعجب شما ماشینهای آلمانی نیستند که در باره آن بعد توضیح داده خواهد شد

 

همانگونه که نوشتم این آلترناتیو اول بود که مردم مشکل خود را برای رفت و آمد حل می کنند

 

آلترناتیو دوم خودروی شراکتی است که بسیاردر اروپا و آمریکا رونق گرفته است

یعنی چه ؟

 

نوع اول

 

یعنی به جای اینکه یک  ماشین به یک نفر تعلق داشته باشد و هزاران هزار نفر مانند ایران در یک ماشین تنها باشند چند نفر پول می گذارند و یک خودرو از نماینده فروش خودروهای شراکتی  میخرند و این خودرو به چند نفر تعلق دارد و آنها با یک برنامه ریزی که شرکت فروشنده و با همکاری آنها  برای آنها می کند به اندازه ساعات برابر از ماشین استفاده می کنند ( در چه روزهایی و چه ساعاتی )

حال اگر کسی به ساعتی بیشتر نیاز داشت میتواند با کسی دیگر مبادله کند یا ساعات او را بخرد

 

 حال اگر کسی نمیخواست به این شراکت ادامه دهد به نماینده شرکت قروش خودروی شراکتی رفته وبا در نطر گرفتن شرایط آن شرکت برای استعفا استعفا میدهد و شرکت کسی دیگر را که به اینگونه شراکت خودرو علاقه دارد جانشین میکند

 

نوع دوم

کسی ماشین دارد ولی برای دیگران هم میراند

مثال در محله ای کسانی زندگی می کنند که مسیر کار آنها را برای رسیدن به سرکارمیتوان هماهنگ کرد

شرکتی وجود دارد مانند تاکسی تلفنی که این مسیر روزانه را هماهنگ میکند

آقای  " آ " با ماشین خود به شرکت رفته و اشخاصی هم که بدنبال شخصی هستند که با او به محل کار خود بروند به این شرکت رفته و همدیگر را می یابند

در این صورت ماشین با پنج نفر به بیرون از خانه و در شهر رفت و آمد می کند

در اینجا هزینه داشتن این خودرو برای صاحب آن بسیار پایین می آید

 

متخصصان حساب کرده اند که با این دو آلترناتیو میتوان تعداد خودروهای متحرک در شهر را تقسیم بر پنج کرد !!!

 

خلاصه تا اینجا :

برای رفع مشکل رفت و آمد

الترناتیو اول نام خودمختاری حرکت و جنبش را دارد یعنی اینکه اشخاص از خو.د می پرسند برای حرکت و جنبش در جامعه به چه احتیاج دارم ؟ و آنها به سوی این دستگاه ها میروند

 

دستگاه ها اول دوچرخه ، دوم موتور ، سوم تراموای ، چهارم مترو، پنجم  اتوبوس و ششم تاکسی و هفتم قطار شهر+ بیرون شهر می باشند

 

آلترناتیو دوم خودروی شراکتی است که خود دو حالت دارد

نوع اول

ماشین چند نفری (خرید اشتراکتی) با استفاده چند نفری

 

نوع دوم

ماشین تک نفری (خرید خصوصی) با استفاده چند نفری

 

حالا از خود میپرسید این نوشته ها چه ربطی با تیتر مقاله یعنی آلمان و فرانسه و صنعت کهنه خودرو سازی آنها دارد ؟؟

 

ربط این است که به دلایل اقتصادی و محیط زیستی مردم دیگر به خرید خودروی شخصی با هزینه ها و مشکلات و قوانین نگهداری آن نمی پردازند و پول خود را جمع می کنند وبا  آلترناتیوهایی که در بالا ذکر شد در شهر و کشوررفت و آمد می کنند

 

این به معنای احتیاج کمتر به تولید خودرو و در نتیجه اخراج کارگران و در نتیجه هزینه بیشتر دولت برای پرداخت بیکاری و بیمه برای این اشخاص و در نتیجه کسری بودجه دولت است

 

حال آلمانها و فرانسوی ها می خواهند چکار کنند ؟؟ ماشینها و خودروهای خود را که به روی دست خود مانده به کشورهای مانند ایران بفروشند زیرا میدانند نام ماشینهای آلمانی و فرانسوی در ایران خوبست ولی به هرحال این ماشینها و این صنعت خودروسازی بدرد ما نمیخورد چرا ؟؟

 

دنیا به سوی تولید ماشینهای الکتریکی میرود و این پروسه در همه جا به غیر از آلمان و فرانسه شروع شده است ؟

از خود می پرسید چرا در آلمان و فرانسه شروع نشده است ؟؟

 

زیرا تمام زیربنای تولید خودرودر آلمان و فرانسه بر اساس موتورهای بنزین سوزدر این کشورها میباشد و شروع به تولید خودروهای الکتریکی یعنی به دور ریختن 80 درصد تکنولوژی خودروهای تولیدی  شرکتهای بنز و اوپل و فولکس واگن و" آودی" و " ب ام و" 

 

این یعنی اخراج صدها صدها هزار کارگرو سپس آموزش آنها برای تولید موتورهای الکتریکی  واین بسیار هزینه می برد

 

در نتیجه ترجیح میدهند این سیستم موتور بنزینی را حفظ کنند و به دنبال کشورهایی بگردند تا صنعت موتور بنزینی خود را در آنجا پیاده کنند و بتوانند کارگران خود را در کشورشان حفظ کنند در حالیکه سیستم تولید موتورهای بنزینی دیگر به گذشته تعلق دارد و برپایی این سیستم در کشور ما یعنی :

 

یک : به کار گرفتن یک سیسم قدیمی

دو: وابستگی به سیستم قدیمی موتورهای بنزینی آلمانی

اگر ما این کارا بکنیم پس از چندین سال به مشکل خود آلمانی ها میرسیم

 

یعنی صدها هزار نفر را در این سیستم پرورش میدهیم و کارخانه ها می سازیم و بعد مجبور خواهیم شد همه را اخراج کرده و دوباره آنها را تدریس کنیم و به دنبال باز سازی خودروهای خود با موتورهای الکتریکی باشیم

 

خیر این راهی غلط است

 

انقلاب خودروها با باتریهای ی الکتریکی شروع شده است

 

مطلب جالب توجه این است که این انقلاب ( موتورهای الکتریکی )  از آمریکا شروع شده است

 

دلیل آن هم روشن است

آمریکا دیگر نمی خواهد به دلیل بنزین و نفت به کشورهای نفت خیز و اعراب بستگی داشته باشد

آمریکا با کمبود بودجه میخواهد این کمبود را با نخریدن نفت و گاز و ماشینهای اروپایی جبران کند

آمریکا میخواهد در آینده ای نه چندان دور بازار بین المللی خودروهای الکتریکی را به کلی در دست بگیرد

همانگونه فورد و کادیلاک و پونتیاک و موستنگ و جیپ و شورولت دنیا را گرفته بودند

 

مسدله جالب این است که چینیها هم دست آمریکاییها را خوانده اند و قراردادهای جدید خود را با شرکتهای تولید خود روی  اروپایی را بر اساس جوینت ونچر(تولید شراکتی خودروی الکتریکی چینی آلمانی یا جینی فرانسوی) می بندند

 

باتریهای موتورهای این خودروهای الکتریکی در دست کره جنوبی و چین هست که این باتریها را به سبب ارزانتر بودن تولید آن در چین به آمریکا و کانادا نیز صادر می کنند !!

 

دو کشور دیگر که در قطار تولید خودروهای الکتریکی پریده اند کره جنوبی و ژاپن هستند

 

بایس قبول کنیم که اگر چین و ژاپن و کره جنوبی تصمیم به تولید خودروهای الکتریکی بگیرند زمانی طول نخواهد کشید کشورهای دیگر آسیایی به خصوص هند هم این کار را دنبال خواهند کرد

 

سوآل اینجاست : آیا ما خوابیده ایم یا بیداریم ؟؟

 

نتیجه :

گفتگو با کشورهای آلمان و فرانسه و ایتالیا برای باز کردن ایران برای فروش خودرو (تک واحد ) یا  ایجاد مراکز تولید خودروهای بنزینی  در زمانی که کشورهای مهم دنیا بدلیل محیط زیست خود و استقلال از نفت و بنزین کشورهای صادر کننده بدنبال خودروهای الکتریکی باشند کاری بس احمقانه است احمقانه تر به این دلیل که ما مشتری های نفت خود را هم از دست خواهیم داد و از دو طرف ضرر می کنیم

 

ضرر اول سرمایه گذاری در سیستم قدیمی خودروهای بنزینی

ضرر دوم فراموش کردن و برنامه ریزی نکردن صحیح و به موقع و به جا  برای پیدا کردن سرمایه جدید پس از دوری کشورهایی که به سوی خودروهای الکتریکی میروند مانند چین و هند

 

همین حالا چینیها با آلمانیها قرارداد جوینت ونچر بسته اند تا خودروهای الکتریکی تولید در چین بکنند تا از تخصص آنها در خودرو سازی بهره مند شوند

 

" دنزا " نام خودروی چینی آلمانی با موتوری الکتریکی است که مشترکأ با شرکت بنزتولید می کنند

 

ایران در اینجا میتواند با آلمانیها و چینیها خودروی ملی و ایرانی الکتریکی خود را بسازد

     

دولت چین کسانی را که خودروهای الکتریکی بخرند از قرعه کشی و مالیات معاف می کند

دولت چین شرکتهایی را که ایستگاه پمپ الکتریسیته تولید می کنند از مالیات معاف میکند

 

این تصمیمات نشان دهنده این است که چینیها نمیخواهندآمریکاییها درآینده بازار خودروهای الکتریکی را تمامأ در دست خودبگیرند

 

در آمریکا در کالیفرنیا (هشتمین قدرت اقتصادی دنیا) شرکت  " ب ام و" با شرکتی شروع به تولید ماشینهای الکتریکی کرده است و میخواهند تا سال 2020 آنها 35 در صد ماشینهای خود را الکتریکی کنند

 

شرکت گوگل نیز تصمیم به تولید خودروهای الکتریکی گرفته است که بدون راننده و با کمک جی پی اس حرکت کند

 

شرکت" تسلا " در آمریکا شروع به تولید خودروهای الکتریکی کرده است و میخواهد در سال 500000

خودروی الکتریکی تولید کند

 

تعجب می کنید اگر بخوانید در حال حاضر شرکت تسلا در آمریکا بیشتر از " ب ام و" + اوپل با هم خودروهای الکتریک میفروشد ؟؟

 

انقلاب تولید خودروهای الکتریکی آغاز شده ولی کشورهای تولید کننده آن را در پنهان انجام میدهند تا فرصت کافی برای تولید این خودروها به آنهایی که دیر از خواب بلند میشوند ندهند تا بازارها را به کل دردست بگیرند

 

اگر کشوری مثل چین با همکاری آلمان و فرانسه ماشینهای بسیار خوب الکتریکی تولید کند که در تمام جهان بفروشد

اگر کشوری مثل آمریکا با همکاری آلمان و فرانسه ماشینهای بسیار خوب الکتریکی تولید کند که در تمام جهان بفروشد

 

کشوری که بعد از خواب بلند شود ( ایران ؟؟) و شروع به ساخت کارخانه ها و تعلیم کارگران کند شانسی برای تولید خواهد داشت ؟؟

 

حال آیا این درست است که ما آغاز به همکاری با فرانسوی ها و آلمانیها برای تولید خودروهای قدیمی با موتورهای بنزینی کنیم که

 

1 هم محیط زیست خود را خراب کنیم

2 هم سرمایه گذاری عظیم مالی و انسانی بیهوده در سیستم صنعتی خودروسازی کنیم که برای ما در آینده دشواری به بار می آورد (اخراج کارگران یا آموزش دوباره کارگران)  تا دوباره بسیاربا تأخیر بدنبال خوودروهای الکتریکی برویم ؟

3 هم برنامه ریزی برای کسری بودجه بدلیل عدم خرید نفت و بنزین چین و هند و دیگرکشورها را نکنیم ؟

 

خیر این درست نیست

در یک کلام

 

آینده خودروسازی ایران چیست ؟

 

ما بایس با کشورهای چین و آمریکا و فرانسه و آلمان شرکتهای جوینت ونچر برای تولید انواع  خودروهای الکتریکی قرارداد ببندیم

 

اگر آنها نخواستند یعنی نمیخواهند در آینده ایران را صنعت خودسازی مدرن جهان ببینند و اینجا بایس ایران خود آستینها را بالا زند و صنعت خودروی الکتریکی خود را بسازد همانگونه که ارتش خود را با دستها و همت خود ساخت

 

هر کاری دیگر اشتباهی بزرگ در صنعت خودرو سازی کشور است

 

مجید بهرام بیگی

5 فوریه 2015-02-05

 

Nach oben